تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
بنىاسرائيل سست مايه‌تر از آن بودند كه بتوانند سنگينى بار رسالت را پس از موسى بدوش گيرند . زيرا آنان ، هر چند از مصريان نبودند اما به خلق و خوى آنان در آمده بودند و به همين دليل ، مىبايست با زندگى در بيابان با سختى خو گيرند و قدرتمند شوند تا بتوانند اين بار سنگين را بر شانه كشند . بدين سبب هنگامى كه پيامبرشان موسى به آنان امر كرد تا به سرزمين مقدّسى وارد شوند كه خداوند برايشان تقدير كرده است ولى آنان سرباز زدند فرمود : « پس اين سرزمين به مدّت چهل سال بر آنان حرام شد تا در اين مدت در زمين سرگردان باشند . پس تو نيز بر مردم فاسق دريغ مخور » « 1 » . برخى از نويسندگان چنين دريافته‌اند كه موحّدان تنها در ميان قوم سامى بودند . برخى از اروپائيان نيز به تحليل اين نظريه پرداخته ، براى آن چنين دليل آورده‌اند كه عقل قوم سامى عقلى ظاهر بين و سطحى است كه از عقيده چيزى جز توحيد نمىفهمد و معنى فلسفى موجود در تثليث را درك و تصوّر نمىكند . البتّه اين سخن به عقيدهء خود اين تحليل‌گر تثليث را نقض مىكند . چرا كه ، عقيدهء مسيحيّت رسالت فردى از همين قوم سامى بوده و بنابراين ، ناگزير آنچه او آورده و بدان فرا خوانده چيزى بوده است كه با عقيده و عقل قوم سامى كه قدرت هضم و درك فلسفهء تثليث را ندارد سازگارى داشته و از اين‌رو ، تثليثى كه به عيسى نسبت داده شده جزئى از رسالت و مكتب او نبوده و هرگز عقيدهء مسيح چنين امرى را در خود نداشته و وى به چنين چيزى فرا نخوانده است . علاوه بر اين عقل آريايى نيز در اصل ديانت برهمايى - كه اقوام آريايى بدان معتقد شده بودند ، به اصل وحدانيّت گردن نهاده بود . بنابراين ، اين ادّعا كه عقيدهء توحيد خاص عقل قوم سامى مىباشد ، خود نقض ديگرى را بر اصل تثليث وارد آورد . و اين حقيقت را اثبات مىكند كه تثليث از عقايد پيامبران نيست ، بلكه از
هامش
( 1 ) - مائده / 26 .