تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
نمىيافتند مگر آنكه به اندازهء درك وهم خويش به عبادت و انجام مناسكى مشغول شوند و به مبادلهء دستاوردهاى مادى و سخنان نيك بپردازند . در اين ميان با آن‌كه هر يك از قبايل بتى اختصاصى بر ديوار و پشت بام كعبه داشت اما همه آنها در پرستش و تقديس بيت الله الحرام متّفق و مجتمع بودند و جز آن را كنار مىگذاشتند . مكّه علاوه بر اين موقعيّت فرهنگى ، دينى و اجتماعى ، محلّ برخورد قوافلى بود كه از يمن و از دورترين نقاط شرق به مكّه مىآمدند با قوافلى كه از دورترين نقاط غرب جزيرة العرب بدان سوى مىآمدند . در اين نقطه ، كاروانهاى تجارى و نيز انديشه‌هايى كه تمدّنهاى شرق و غرب را با خود حمل مىكردند با يكديگر برخورد مىنمودند . البتّه اين انديشه‌ها به صورت سطحى تمدّن شرق و غرب را به خود گرفته و اين تمدّنها به اعماق اين انديشه‌ها راه نيافته بود . بدين ترتيب ، در مكّه و يثرب باديه نشينى با مظاهرى از تمدّن و شهرنشينى در آميخته بود . بنابراين ، اينجا آميخته‌اى ميان نرمى طبع شهرنشينى و خشونت طبع باديه نشينى وجود داشت ، آميخته‌اى بود غير آشفته و قوّت دلى بود بدور از ناسازگارى و خشونت در رفتار . اينجا گزيدهء صفاى باديه و تمدّن غرب با هم در آميخته ، در نتيجه آنچه ناپاك است از ميان رفته و آنچه پاك و شايسته و اصيل است بر جاى مانده بود . بيشتر رسالتهاى الهى نزديك به رسالت محمّدى ( ص ) يا در سرزمينهايى نزديك به باديه و يا در بيابان و يا آباديهايى كه در ميان صحراها قرار مىگرفته نازل شده بود و اين بدان سبب است كه دلهاى باديه نشينان براى پذيرش رسالت جديد آماده‌تر و انديشه‌هاى آنان بدور از تخلّف و عقب ماندگى است . چرا كه : الف : صحرا برخوردار از صفايى است كه آن را شايسته پذيرش تكاليف وحى الهى مىسازد و در آن‌جا اذهان پذيرايى است كه در انديشه فرو مىرود ، نيك و بد را از يكديگر باز مىشناسد ، وضعيّت حاضر خويش را با گذشته خود پيوند