فصل دوّم مكان و زمان رسالت
43 - مكّه همان مكانى بود كه براى ابلاغ رسالت انتخاب شده بود . قبلا امتيازات مكّه را نسبت به ساير سرزمين عربى يادآور شديم ، به جايگاه فرهنگى آن اشاره كرديم و گفتيم اين شهر محلّ اجتماع اعراب و زبان مردم آن فصيحترين زبانها بود و شاعران آنان در اين مىكوشيدند كه اشعارشان به زبان قريش ثبت شود ؛ گويا تنها زبان فصيح لهجهء قريش بوده و ديگر لهجهها در كنار آن موقعيتى همانند موقعيت لهجههاى عاميانه در مقابل زبان فصيح در جهان امروز را داشت . همچنين مكّه محلّ اجتماع دينى مردم بود كه از هر سوى آن ديار را قصد مىكردند و از سرتاسر سرزمين عربى به سوى آن بار سفر مىبستند ، در بازارها و چادرهايى كه در آن جا برافراشته مىشد ، گردهم مىآمدند و در اين بازارها به تبليغ و مبادلهء كالاهاى خود و به ترويج ادبيّات خويش مىپرداختند ، بر همديگر فخر مىكردند ، بىآنكه ناسزاگوييى در كار باشد و بالاخره در اين بازارها به مجادله با يكديگر مىپرداختند ، بىآنكه هتّاكى و نزاعى در كار باشد . در مكّه خون همه حفظ مىشد ، شمشيرها در نيام قرار مىگرفت و مردم بر ديندارى و محبت با يكديگر برخورد مىكردند و در كنار هم قرار مىگرفتند و هرگز در پى كينه و دشمنى در اين شهر روبروى هم قرار نمىگرفتند . دردهاى خود را به كنارى مىگذاشتند و كينههاى خويش را به حرمت دارى آن خانه فراموش مىداشتند و هيچ هدف و يا كارى پيش روى خود