مستعربه است كه از نسل اسماعيل بودند و اين در حالى است كه يهوديان هنگامى كه از فشار تاتار و پس از آنان ، از فشار روميان و ديگر كسانى كه آنان را مورد شكنجه قرار مىدادند ، درمانده از همه جا به سرزمين اعراب قحطانى پناه بردند . با چنين وصفى ، آيا منطقى است كه يهوديان با ادعاى نسب خانوادگى و ارتباط خونى ناشى از عموزادگى با عدنانيان به تملق قحطانيان - كه پذيراى آنان مىشدند - بپردازند ؟
بنابراين چنين كلامى را نمىتوان پذيرفت مگر آنكه بپذيريم رفتار و كردار آن يهوديان مخالف عقل و منطق و در جهت خلاف اهداف و خواستههايشان بوده است ، آن سان كه گفتار اين نويسنده بر خطا است . بنابراين ، حقيقتى كه آن نويسندهء انديشمند ! بدان نرسيده آن است كه اگر هم بناى ادّعا و تملّق بود بايستى اين ادّعا از سوى قحطانيان صورت گرفته باشد و نه عدنانيان .
د : تاريخ عرب كه در دسترس ماست گوياى آن مىباشد كه اعراب عدنانى داراى تاريخ ثابتى هستند كه مورد پذيرش خردمندان قرار گرفته است . آنچه را نيز انديشمندان مورد قبول قرار دهند به صرف يك ترديد نقض نمىشود مگر آنكه ، دليلى در مقابل آن قرار گيرد يا شواهدى مانع از آن شود . به صرف وجود يك ترديد نمىتوان حقيقت را ردّ كرد و گر نه همهء حقايق از ميان مىرفت و انديشهها تباه و گمراه مىشد .
ه : اين پندار كه فرزندان اسماعيل بتپرست بودند و ابراهيم يگانه پرست بود پس چگونه اين دو مىتواند در كنار هم قرار گيرد و نيز اين سخن كه اعراب بتپرست بودند و يگانهپرست نمىتواند پدر بتپرستان باشد ، پندار و ادعايى باطل مىباشد . زيرا مفهوم اين سخن آن است كه هركس يگانهپرست باشد ، لزوما همهء فرزندان او نيز در همه نسلها ، هر چند نسل صدم بايد موحّد باشند . اين سخنى باطل است ، زيرا گاهى فرزندان از توصيههاى پدران خود تخلّف مىورزند . اگر چنين چيزى در طبقهء اوّل يا در فاصلهء يك نسل يا نسلهاى نزديك ، امرى شگفتآور و نامأنوس باشد ، امّا در مورد نسلهاى بسيار دور هيچ شگفتى نخواهد داشت .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: حسين صابري
ص١٠٩