تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
انديشه و روان مشركان ] و رقابت ميان تيره‌ها و خاندانهاى مختلف قريش در كسب موقعيتى برتر - كه خود را در رويارويى سران مكه با پيامبر ( ص ) نشان مىداد - مايه مىگرفت . مكه [ علاوه بر اينها ] محل اجتماع اعراب بود و « دار الندوة » در آنجا قرار داشت ، محفلى كه بزرگان قبايل و پيشوايان عرب ، از سرتاسر جزيرة العرب و از يمن در جنوب تا غسّانيان در شمال ، در آن گرد مىآمدند . هرگاه اعراب مسأله‌اى مهم و به تصميمى مشترك نياز داشتند ، هيچ جايگاهى براى تجمع جز دار الندوه كه در مكه قرار داشت نمىيافتند . رياست دار الندوه را قريش بر عهده داشت و آخرين رؤساى آن از اجداد پيامبر ( ص ) بودند و آن حضرت نيز در دوران نخست حيات خود در اين محفل شركت مىجست و با طبع آرام و دل آكنده از اطمينان خويش همه ديده‌ها را به خود جلب مىكرد و نگاهها به سوى او كشيده مىشد . آنگونه كه در كتاب زهر الآداب آمده ، روايت مىشود كه يكى از خسروان يمن در اين انجمن شركت كرد و پيامبر ( ص ) را ديد كه هرگاه پيشنهادى كه در آن خير و سعادت بود مطرح مىشد ، با اطمينانى به سان اطمينان يك مؤمن با اين گفته برخورد مىكرد و هرگاه امرى را مىديد كه در آن خير و سعادتى نبود ، نگاه نرم و خيرهء خود را بىآنكه حاكى از تحقير باشد متوجه آنان مىساخت . در اين هنگام ، پيشواى يمن گفت : « چه خبر است كه اين جوان را مىبينم گاه با نگاهى تيز و گاه به ديده‌اى محبّت آميز و شرمگين به شما مىنگرد ! به خداوند سوگند ، اگر نگاه نخست او تيرى مىبود ، دلهاى شما را يك يك فرا خود مىكشيد و اگر نگاه دوّم او نسيمى مىبود مردگان شما را زنده مىساخت » . علاوه بر همهء آنچه گفته شد ، مكه از جايگاهى ويژه در تاريخ اديان كهن برخوردار بود كه در همهء اديان كهن و آيين يهودى و مسيحى از آن نام برده شده است . قبل از پرداختن به تفاصيل اين مسأله دربارهء وضعيّت مكّهء مكرّمه سخن مىگوييم .