تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
در وضعيتى همانند ، به ابراهيم بن ادهم « 1 » نيز چنين پيشنهاد كردند . گفت :
وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
. « 2 » در كتاب المبهج آورده‌ام : اگر سختىاى به تو رسد خداوند تو را بسنده كند و اگر بيمارىاى تو را در بر گيرد خداوند درمانت دهد .

فصل [ 11 ] : دربارهء همراهى وعدهء خداوند با وعيد او

ابو بكر صديق گفته است : خداوند آيهء عذاب را با آيهء رحمت قرين ساخته است تا بنده هم اميدوار باشد و هم هراسان . فرمود :
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ
« 3 » و فرموده است :
وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
« 4 » ، چونان كه فرموده :
نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ * وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ
« 5 » و
إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍ
. « 6 » يكى از پارسايان چون به بستر رفت گفت : كاش از مادر زاده نشده بودم ! همسرش به او گفت : خداوند به تو نيكى كرده و تو را راه نموده است . گفت : آرى ، ولى او برايمان روشن ساخته كه ما بدان درمىآييم ، امّا سخنى از اين ، نگفته است كه آيا از آن بيرون خواهيم رفت . مقصود اين پارسا آيه‌اى است كه فرمود :
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا
. « 7 » دختر ربيع بن خثيم « 8 » از پدر پرسيد : اى پدر ، چرا در حالى كه مردم خفته‌اند تو نمىخوابى ؟ گفت : دخترم ، از خفتن مىترسم . خداوند فرموده است :
أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ
هامش
( 1 ) . او را به كنيه و لقب ابو اسحاق عجلى بلخى خوانده‌اند . از پارسايان بود و به سال 161 ق . در سرزمين روم درگذشت . بنگريد به : صفة الصفوه ، ج 4 ، ص 127 - ت . ( 2 ) . شعراء / 80 : و چون بيمار شوم او مرا درمان مىبخشد . ( 3 ) . بقره / 196 و انفال / 25 : و بدانيد كه خدا سخت‌كيفر است . ( 4 ) . مائده / 98 : بدانيد كه خدا سخت‌كيفر است و خدا آمرزنده مهربان است . ( 5 ) . حجر / 49 و 50 : به بندگان من خبر ده كه منم آمرزنده مهربان . و اين‌كه عذاب من عذابى است دردناك . ( 6 ) . فصلت / 43 : به راستى كه پروردگار تو داراى آمرزش و دارنده كيفرى پردرد است . ( 7 ) . مريم / 71 : و هيچ‌كس از شما نيست مگر اين‌كه بدان آتش درمىآيد . اين همواره بر پروردگارت حكمى قطعى است . ( 8 ) . ربيع بن خثيم از بنى ثور بن عبد مناة بود و او را به كنيه ابو يزيد خوانده‌اند . او به روزگار فرمانروايى ابن زياد درگذشت . بنگريد به : الطبقات ، ص 141 ؛ جمهرة انساب العرب ، ص 201 ؛ حلية الاولياء ، ج 2 ، ص 105 - ت .
اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 55 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / حسين صابري