هنگامى كه شبيب خارجى « 1 » پس از ارتكاب آن اعمال از كوفه راهى اهواز شد در راه اسبش به نهر دجيل افتاد و او غرق شد ، در حالىكه مىگفت :
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
. « 2 »
يكى از شاعران گفته است :
كم من لبيب راجح علمه * مستصحف الرأى مقلّ عديم
و من جهول وافر ماله * ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ « 3 »
روزى ابو جماز به حضور قتيبة بن مسلم رسيد ، در حالىكه در حضور او مردى را با عصا مىزدند . گفت : اى امير ، خداوند براى هرچيز اندازهاى قرار داده « 4 » و وقتى تعيين كرده است ؛ عصا زدن براى چهارپايان و درندگان و جانوران درشتهيكل است ، شلاق براى حدود و تعزيرات است ، تازيانههاى كوچك براى ادب كردن است و شمشير براى جنگ با دشمنان و اجراى قصاص . قتيبه گفت : راست مىگويى و آنگاه فرمود از زدن آن مرد دست بدارند و او را آزاد كنند .
فصل [ 10 ] : در اينباره كه شفا از جانب خداوند است
چون سفيان بن عيينه « 5 » را بيمارىاى پيشآمده بود به او گفتند : آيا برايت طبيبى نخوانيم ؟ گفت :
وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
. « 6 »
هامش
( 1 ) . نام كامل او ابو ضحاك شبيب بن يزيد خارجى است كه بر دولت اموى شوريد ، حجاج بن يوسف در پيكارهايى چند با او جنگيد ، امّا او همراه با تنى چند از يارانش جان به در برد . سپس در حالى كه از پل رودخانه دجيل گذر مىكرد اسبش رميد و او را به درون آب افكند و او نيز مرد . بنگريد به : تاريخ الطبرى ، ج 7 ، ص 255 ؛ البداية و النهاية ، ج 9 ، ص 20 ؛ الاعلام ، ج 3 ، ص 229 - ت .
( 2 ) . انعام / 96 : اين اندازهگيرى آن تواناى داناست .
( 3 ) . چه بسا خردمندان دانشى مرد درستانديش كه نادار و تهيدستند
و چه بسيار نادانان كه ثروتى بسيار دارند . اين اندازهگيرى آن تواناى داناست .
( 4 ) . اشاره به آيهء 3 سورهء طلاق :قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً- ت .
( 5 ) . او را به كنيه ابو محمّد خواندهاند . از وابستگان بنى هلال بن عامر بوده است . بنگريد به : الطبقات ، ص 284 - ت .
( 6 ) . انعام / 17 : و اگر خدا به تو زيانى برساند كسى جز او برطرفكنندهء آن نيست و اگر خيرى به تو برساند پس او بر هرچيز تواناست .