مقدمهء مؤلف
سپاس خدايى را كه با قلم آموخت ، انسان را آنچه نمىدانست آموزش داد . سپاس خدايى را كه ما را بدين راه نمود و اگر او راه نمىنمود ما هيچ از آنان نبوديم كه راه بيابيم . سپاس پروردگار جهانيان را ، به سان سپاس شكرگزاران بر نعمتهاى او ، هرچند بلندترين سپاس سپاسگزاران به نزديكترين مرز حق شكر او نرسد . هم سپاس بر دهشهاى او ، گو اينكه شكر شكرگزاران هرگز به گزاردن حقوق آن دست نيابد . صلوات و سلام او بر پاكنهادترين و پيراسته تبارترين آدميان ، همو كه در فضيلت از همهء پيامبران فراتر و آيت و معجزهاش از همه آشكارتر است : محمّد صلّى اللّه عليه و آله برترين مولودى كه به برترين معبود خواند ، و نيز درود بر خاندان برگزيدهء او .
اين كتابى است كه از ديرباز آهنگ پرداختن و آراستن آن را داشتم و روزگار مرا به يارى در آمادهسازى و دستهبندى آن وعده مىداد ، ولى وفا نمىكرد . بدينسان يك روز دست به كار نگارش آن مىشدم و روزهايى آن را وامىنهادم ، يك ماه بدان روى مىآوردم و يك سال از آن روى برمىتافتم تا آنكه سرانجام بر اين نظر شدم كه ديباچهء اين اثر به نام يگانهء روزگاران و پاسدار نكوى قرآن بيارايم و براى او به پايان رسانم ، همو كه خداوند از فضل خود او را به شرافت انتساب و اكتساب ياد كرد ، همهء شايستگىهاى خردمندان را براى او گرد آورد ، او را حكمت و فصل خطاب داد و با او همهء دانشها و آداب را زنده ساخت : امير بزرگ ابو المظفر « 1 » فرمانرواى لشكريان . پس او ، راه را هموار ساخت و بر توفيق به پايان رساندن كار
هامش
( 1 ) . نام كامل او نصر بن ناصر الدين است . او برادر سلطان محمود غزنوى بود و به سال 389 ق . بر نيشابور حكم