يارى رساند . او بود كه راه درآمدن به آبشخور اين اثر را گشود و من بدان درآمدم ، و همو هدف را نشان داد و من به سوى آن تير آهنگ افكندم و به يمن حمايت او درصدد به انجام رساندن كارى برآمدم كه از اين پيش برايش كوششها كرده بودم . پس اوضاع بر آنچه انديشيده بودم استقرار يافت و فراغت از اين كتاب حاصل آمد ، كتابى كه اگر خوشگمانى بيش از اندازهام ، دستمايهء تهمت نمىشد و از اظهار شگفتى خود نمىترسيدم ، مىگفتم كتابى است با ساختى بديع ، جايگاهى رفيع ، منزلتى جليل ، خوشدسترس و خوشگوار ، شيرينىاش در كام نشيند ، و ديدن و شنيدنش چشم و گوش بنوازد ، آغاز و انجامش شكوهمند و درونمايهاش سودمند است . آن را بسترى براى گردآوردن هرآنچه نكو دانستم قرار دادم و بندبند آن را از عرصههايى گوناگون ، هرجا كه مردم به رغم همهء اختلاف در طبقه و تفاوت در مرتبه ، در خطبهها ، گفتهها و گفتوگوها ، در حكمت و آداب ، در امور اين سراى و آن سراى ، در نگاشتهها و نوشتهها ، در اندرزها و حكايتها ، در نكتهها و سرودهها و در همهء ديگر انواع سخن از كتاب خداى عز و جل اقتباس كرده بودند گردآوردم و انتزاعهاى پسنديده ، اختراعهاى بديع ، استنباطهاى شگفت و استدلالهايى را كه از كلام خدا برگرفتهاند بدان افزودم ، آرايهها و حقيقتهايى كه نه مردمان كوچه و بازار بيش از شاهان بدان نيازمندند ، نه نويسندگان و شاعران بيش از فقيهان و عالمان بدان علاقه ورزند و نه نكتهسنجان و نكتهگويان بيش از زاهدان و حكيمان بر آن اصرار ورزند ؛ چه ، آن كتاب جايگاه اقتباس واژهها و معانى و خود سرچشمهء شايستهترين سخن و استوارترين ساختار و پرفروغترين نور و شفاى دردهاى دل است ؛ اين كلام ، بيان ، وحى و فرقان خداوند مهترى و سرافرازى و بهترين كتابهاى اوست كه آن را بر برترين پيامبرانش محمد صلّى اللّه عليه و آله فروفرستاده است ، آن هم در روزگارى كه شعلههاى سخنورى برافروخته ، سلاح بلاغت از ميان بركشيده ، بازار فصاحت پررونق و پرچم بىسامانگويى فروافتاده بود و مردم با زبانهايى چون شمشير برّان ، زخم در جان همديگر مىنشاندند و از دهان ، تيرهاى مرگبار مىفكندند و از ميان آنان برخى شيطانهاى سركشى بودند كه زبانشان از خنجرشان تيزتر بود و برخى نيز زورگويان كينهتوزى كه سخنشان از تير گذراتر بود . اينان بودند كه چون آن سخن دلنشين پايانبخش و آن فهماى در دسترس و آن
هامش
مىراند . ثعالبى در لطائف المعارف ( ص 205 ) از او ياد كرده است . همچنين بنگريد به : معجم الانساب و الاسرات الحاكمة ، ص 8 - ت .