دورنماى شگفتانگيز كه نشانههاى اعجاز از اطاله تا ايجاز بر رخسارش هويدا بود و روشنترين شيوهء سخن در آن رخ مىنمود و آشكارترين دلايل در آن پيدا بود و از هر دليل پرده برمىگرفت و هر بهانهاى مىستاند ، گوششان را نواخت بىدرنگ بدان اعتراف كردند و در برابر برترى آن سر فرود آوردند و ناتوانى خويش را از اينكه همانندى برايش بياورند پذيرفتند و جز آنان كه بر گوشهايشان سنگينى افتاده و بر دلهايشان مهر نهاده شده بود يقين يافتند كه اين معجزه ، دليل و برهان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، آنسان كه آيت موسى عليه السّلام در اين بوده است كه هرچه را آنان بافتهاند فروبلعد « 1 » و دست راست خويش را بىهيچ آسيبى نورانى از جامه درآورد « 2 » تا اين آيت در روزگار ساحران و چيرهدستان معجزهء او باشد ، هم آنسان كه در روزگار طبيبان و خردورزان ، معجزهء عيسى عليه السّلام شفا بخشيدن به كور مادرزاد و پيس و زنده كردن مردگان « 3 » بود .
امّا هنگامى كه حوزهء اسلام گسترد و خيمهء ايمان فراگير شد و پرتو دين همهء كرانهها را گرفت و دلها به نور يقين روشن گشت ، هيچ سخنور توانمند يا شاعر سخنسرايى در برابر قرآن قامت رويارويى نياراست مگر اينكه بر انديشه و هنر او مهر نهاده شد و در اين ميان بالاترين توانايى آراستگان به بلاغت و خوشهچينان خرمن فصاحت اين بود كه در همهء مقاصد سخن از واژهها و درونمايههاى اين كتاب اقتباس كنند يا در گونههاى در آمدن به درياى سخنورى و برون شدن از آن ، واژهها و معانى اين كتاب را گواه آورند و به آنها مثل زنند و از رهگذر اين اقتباس كلام خويش را جلوهاى دهند كه نكويىاش را پايانى نيست ، تكيهگاهى بخشند كه جمالش را كرانهاى نتوان يافت و از شيرينى و حلاوتى برخوردار سازند كه در كليت و در مصاديق عسل را مىماند ، چونان كه كلامشان را عظمت و گرانسنگىاى مىدهد كه جز آراستگى را برنتابد . اين پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه در حالى كه خود در ميان همهء عربها فصيحترين گويش ، گواراترين سخنآورى ، رساترين و گوياترين گفتار را داشت و در بيان حكمتهاى رسا ، كفهاش از همه سنگينتر بود در بسيارى از سخنان و در موارد فراوانى از
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء 117 سورهء اعراف :وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ- ت .
( 2 ) . اشاره به آيهء 22 سورهء طه :وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ. همچنين بنگريد به سورهء قصص ، آيهء 32 - ت .
( 3 ) . اشاره به آيهء 110 سورهء مائده :وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنِي- ت .