تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
و اخلاق را مكدر مىسازد ؛ ثعالبى از ميان همهء اقتباس‌ها تنها آن دسته از اقتباس‌هايى را آورده كه مرغوب و ممتاز هستند و از اين‌رو مشاهده مىكنيم متونى كه در اين كتاب گزينش شده‌اند ، همه از سطحى بالا برخوردارند ، بر خلاف متون گزينش شده در ديگر كتاب‌هايش كه بسته به وضع شاعرى كه ثعالبى از او نقل كرده يا شخصيتى كه از او سخن به ميان آورده است سطوحى متفاوت دارند . امّا موضوع كتاب الاقتباس ذوق بلند ادبى ثعالبى را در گزينش متون شعر و نثر آشكار ساخته است و اين خود بدان بازمىگردد كه هدف ثعالبى در اين كتاب - چونان كه خود در مقدمه بيان داشته - روشن ساختن برترى و جايگاه قرآن كريم در بهره جستن صحابه ، اديبان و شاعران نسل نخستين از سرچشمهء افكار بلند و تصويرهاى سرشار آن و آشكار ساختن اين نكته بوده است كه چگونه آنان اين افكار و تصويرها را از قرآن كريم برگرفته‌اند و سخن و گفت‌وگو و شعر و رسالهء خويش را بدان‌ها آراسته‌اند ، تا از اين رهگذر بهره‌اى از زيبايى آيات قرآن كريم و تحسين‌برانگيزى مفاهيم و اشاره‌هاى آن به نوشته‌هاى خويش بخشند . ثعالبى در همين چهارچوب و چنان‌كه در مقدمه آورده ، خود را بدان متعهد ساخته است كه تنها اقتباس‌هاى زيبا و مرغوب را بياورد و « در اين كتاب آن اقتباس‌هاى پسنديده‌اى را ذكر كند كه بنياد و بندبند آن‌ها شكوهمند و شنيدن و به چنگ آوردن آن‌ها نيز سودمند است » . فرضيهء ديگرى كه برادر دكتر محمود جادر در رسيدن به اين گمان كه دو باب پايانى كتاب الاقتباس افزودهء ديگران است بر آن تكيه زده ، عنوان نهاده شده بر باب بيست و سوم يعنى عنوان « فنون شتى مختلفة الترتيب » است و نيز اين‌كه معمولا ثعالبى چنين عنوان‌هايى را بر فرجامين باب كتاب‌هاى خود نهاده است . امّا اين فرضيه نيز مردود است ؛ زيرا ثعالبى خود در همين كتاب الاقتباس بر فصل‌هايى كه در باب خود فرجامين فصل‌ها نيستند نيز چنين عنوان‌هايى نهاده است . براى نمونه ، باب هيجدهم دربارهء « خط ، كتابت و حساب » است و خود چهل و يك فصل را در بر مىگيرد . از اين ميان ، عنوان فصل و بيست و هفتم « فى معان شتى » است ، در حالى كه ثعالبى اين باب را با اين فصل پايان نداده ، بلكه پس از آن چهارده فصل ديگر نيز آورده است . افزون بر همهء اين‌ها ، ثعالبى در پايان مقدمهء خود يادآور شده كه همهء ابواب كتاب را نام مىبرد تا آشنايى اوليه با آن‌ها براى خواننده ميسر شود . او پس از اين نكته به معرفى خلاصه ابواب مىپردازد و گاه عنوان فصل‌ها و بندهاى هر باب را نيز ذكر مىكند . او مىگويد :