در باب دهم ثعالبى تركيبى از صفات و نكاتى كه در دو باب پيشين آورده است فراروى مىگذارد و به گونههايى از اضداد و اعداد مىپردازد ؛ او اين باب را به هشت فصل قسمت مىكند : فصلى دربارهء ثروتمندى و تهيدستى ، فصلى دربارهء دارايى و تلاش در راه به چنگ آوردن آن و نيز تجارت و پيشهورى ، فصلى در ضد آن ، فصلى در درنگ ورزيدن و شتاب كردن ، دوستى و دشمنى و جوانى و پيرى ، فصلى در كمى و فراوانى و سرانجام فصلى در اعداد .
در اين چند باب مشاهده مىشود كه ميان هر باب و باب پسين ، پيوندى استوار وجود دارد ، با پيوندى مبتنى بر تسلسل تاريخى و يا پيوندى منطقى در تسلسل موضوعات ابواب .
اين هم مسألهاى طبيعى است ؛ چرا كه ده باب نخست از كتاب حاضر به لحاظ موضوع و محور با همديگر ارتباطى معنايى دارند ، چونان كه براى نمونه ، مسأله شناخت خداوند و صفات او با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ويژگىهاى آن حضرت ارتباط دارد ، يا اين دو بحث با مبحث پسين يعنى عترت داراى رابطه است و يا اين هر سه با موضوع ديگر يعنى صحابه ارتباط مىيابند . امّا در ساير بابهاى كتاب چنين پيوندى نمىتوان يافت و اين به ماهيت موضوعها برمىگردد و نه صرفا به سبك و شيوهء ثعالبى در چينش مباحث كتاب ؛ چه ، باب يازدهم دربارهء زنان ، برادران و فرزندان است ، باب دوازدهم دربارهء خوردنىها و نوشيدنىها ، باب سيزدهم دربارهء سخنورى ، خطابه و دستاوردهاى فصاحت ، باب چهاردهم دربارهء پاسخهاى دندانشكن ، باب پانزدهم دربارهء نكتههاى نمكين و سرانجام باب شانزدهم دربارهء خروج از حد اقتباس . ثعالبى در اين باب دو فصل آورده است : فصلى دربردارندهء سخن ابو تمام كه در آن به داستان يوسف عليه السّلام پرداخته شده است و فصلى دربارهء صفات نكوهيدهء مردم . گويى ثعالبى با اين باب آن دسته از ابوابى را كه مىتوان آنها را در چهارچوب ويژهاى جاى داد به پايان مىرساند .
از آن پس ابواب هفدهم تا بيست و پنجم ، موضوعهاى گوناگون و پراكندهاى را در خود جاى داده است . باب هفدهم دربارهء خواب و شگفتىهاى آن و تعبير خواب و نكتههاى نو در اين زمينه است . باب هيجدهم دربارهء خط ، كتابت و حساب است و ماهيت اين باب گزينشهاى ثعالبى را مشخص مىكند ؛ چه اينكه مشاهده مىكنيم وى در اين باب از نثر فراتر نمىرود و به شعر نمىپردازد و در بخش عمدهء اين باب ، نامهها و رسالهها و پيماننامههاى كاتبان را مىآورد . باب نوزدهم درباره ضرب المثلها و تعبيرهاى كنايى و بابى كوچك است كه از چهار صفحه تجاوز نمىكند .
اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: عبد الملك الثعالبي النيسابوري
ص٢٦