قسمت مىكند . فصلى به تعويذ براى دردها و بيمارىها اختصاص مىدهد و در آن تعويذهايى براى تب ، دل درد و از اين قبيل مىآورد و فصلى هم به تعويذهاى ديوانه و جنزده گزين مىسازد و سپس باب را با فصلى دربارهء حرزها پايان مىبخشد .
دو باب اخير از كتاب الاقتباس ، ترديد دكتر محمود جادر را برانگيخته و او را بر اين گمان داشته است كه بگويد :
اصل كتاب الاقتباس بيست و سه باب بوده و دو باب اخير به آن افزوده شده است ؛ چرا كه اين دو باب هم بسيار از شيوهء شناخته شدهء ثعالبى در كتابهايش اعم از شيوهء گزينش مواد و شيوهء تركيب و چينش آنها دور است و هم افزون بر آن ، عنوان باب بيست و سوم يعنى فنونى گوناگون اين برداشت را تقويت مىكند ؛ چه ، اين عنوان عنوانى است كه معمولا ثعالبى در بخش پايانى كتابهاى خويش برمىگزيند « 1 » .
اين ديدگاه بر دو فرضيه استوار است :
فرضيهء نخست اينكه دو باب اخير از سبك ثعالبى ، هم در گزينش و هم در چينش مواد ، دور است . اين در حالى است كه اصولا كتاب الاقتباس به لحاظ ماهيت و نيز موادى كه در آن فراهم آمده با ديگر كتابهاى ثعالبى تفاوت دارد ؛ كتاب حاضر بر محور قرآن كريم و آنچه از واژهها و آيههاى اين كتاب اقتباس شده است مىچرخد و اگر به دو باب پايانى كتاب هم بنگريد ، خواهيد ديد اين دو باب نيز از چهارچوب كلى پيروى شده در ابواب پيشين بيرون نيستند ؛ چه ، همهء فصلهاى ادعيه و حرزها و تعويذها به اقتباسهايى از قرآن كريم بازمىگردند و با چنين وضعى ، ثعالبى حق داشته است پس از آنكه به همهء آنچه در ديگر موضوعها بر زبان سخنوران و شاعران جارى شده و دربردارندهء اقتباس بوده ، به اين زمينه نيز بپردازد . اين نيز گذشت كه ثعالبى بابهاى بيست و چهارم و بيست و پنجم را هم مانند ديگر ابواب ، به فصولى متعدد قسمت كرده و در اين كار همان شيوهاى را پىگرفته كه در ديگر ابواب دنبال كرده است . اين سخن ما را به نكتهء ديگرى نيز رهنمون مىشود كه با انديشهء تفاوت دو باب اخير با ديگر ابواب كتاب ثعالبى بىارتباط نيست و آن اينكه موضوع كتاب الاقتباس ، ثعالبى را به اين پايبند ساخته است كه در سراسر كتاب همهء متنهايى را كه مىآورد متونى باشند برگزيده و برخوردار از سطحى بالا در زيبايى و شكوه و دورى از ابتذال و هرآنچه ذوق
هامش
( 1 ) . دراسة توثيقية ، ص 253 و 254 - ت .