تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
امّا باب بيستم دربارهء شعر و شاعران و انواع اقتباس‌هاى آنان از قرآن كريم است و ثعالبى در آن به اقتباس‌هاى شاعران از مفاهيم و مضمون‌هاى قرآنى مىپردازد و اقتباس‌هاى پنهان و ظريف را نيز مىآورد و پس از آن به تقسيم اين اقتباس‌ها برپايهء شيوه‌اى نو مىپردازد و گزيده‌هاى شعر را برحسب مضمون و محتواى كلى شعر دسته‌بندى مىكند . فصلى به غزل و نسيب ، فصل به ستايش ، فصلى به عتاب و نكوهش ، فصلى به تشبيه‌ها و فصلى به آزار ديدن از باران و . . . اختصاص مىدهد و پس از آن فصولى ديگر مىآورد كه اين بار نه برحسب مضمون ، بلكه برحسب سبك و نوع آرايه‌هاى ادبى دسته‌بندى شده‌اند . او بدين ترتيب فصلى به تجنيس و فصلى نيز به طباق اختصاص مىدهد و در هريك از اين فصل‌ها اشعارى را مىآورد كه شاعران در آن‌ها مضمون يا سبك را از قرآن كريم اقتباس كرده‌اند . باب بيست و يكم تقريبا مكمل بخش دوم باب بيستم ، يعنى فصل‌هاى اختصاص‌يافته به تجنيس و طباق است ؛ چه ، مؤلف در اين باب فصولى دربارهء ايجاز و اعجاز ، تشبيه ، استعاره ، مجاز ، التفات و آرايه‌هايى از اين دست آورده است . باب بيست و دوم را مؤلف به نكاتى در تلاوت قرآن اختصاص داده و فصول اين باب را با نقد تفسيرها آغاز كرده و با آوردن نكات بديع يا نامأنوس در تفاسير پىگرفته است . باب بيست و سوم عنوان « فنونى گوناگون » دارد و دربردارندهء موضوع‌هايى كاملا متفاوت با همديگر است : فصلى دربارهء گشايش پس از سختى ، فصلى دربارهء تفأّل به قرآن ، فصلى دربارهء قرعه ، ديگرى دربارهء وطن‌دوستى ، ديگرى درباره حكمران ، ديگرى در مورد هديه ، فصلى دربارهء آتش ، ديگرى دربارهء شتر و ديگرى دربارهء اسب . چنين است كه ثعالبى حق داشته اين باب را باب فنونى گوناگون بنامد . باب بيست و چهارم دربارهء دعاهاى اجابت شده است و ثعالبى در آن همان روشى را پى مىگيرد كه در باب پيشين در پيش گرفته است . او بر اين پايه ، باب حاضر را به فصل‌هايى چند قسمت مىكند ؛ فصلى دربارهء فضيلت دعا و آنچه بدان مربوط مىشود ، فصلى دربارهء دعاهاى گرفتاران و فصلى دربارهء ديگر دعاها . وى اين دعاها را برپايهء حالت دعاكنندگان يا حاجتى كه دارند تقسيم مىكند و فصولى دربارهء دعا در هنگام نياز ، دعاى بدهكارى ، دعاى ترس ، دعاى صدقه و دعا در هنگام رويارويى با دشمن مىآورد . ثعالبى كتاب را با باب بيست و پنجم كه دربارهء تعويذ و حرز است پايان مىدهد . او اين باب را همانند باب دعا برپايهء هدف و حاجتى كه از حرز و تعويذ در نظر است به چند فصل