احمد خفاق كه با او بود از نابينايى شنيد كه مىخواند :
سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ
« 1 » . ابو عمر اين را پنهان داشت ، امّا دريافت كه عمرو به هلاكت خواهد رسيد . پس هنوز دو ماه نگذشت كه خبر اسارت عمرو به او رسيد .
در كتاب الوزراء صولى آمده است كه متوكل هنگامى كه مىخواست عبيد اللّه بن يحيى بن خاقان را به كاتبى برگزيند دوست داشت خط او را ببيند . پس او را فرمود در حضور وى چيزى بنويسد . او هم خطى زيبا نوشت كه متوكل آن را پسنديد . پس فتح گفت : اى امير مؤمنان ، من خطى نكوتر از آن مىنويسم . متوكل در آن نگريست و ديد چنين نوشته است :
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً * لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ
« 2 » . گفت : ما به بركت آنچه نوشته است فال نيك مىزنيم . پس فتح را به آنچه خواسته بود گمارد و بعدها نيز او را به وزارت برگزيد .
يكى از علويان ده روز شراب خورد و نماز شكسته خواند . پس غسل كرد و نماز گزارد و آنگاه قرآن را گشود تا به آنچه چشمش بدان مىافتد فال زند . نخستين سطر در صفحهاى كه گشود اين بود :
وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ .
« 3 »
فصل [ 3 ] : قرعه
قرعه هم داراى منافعى اندك است ، آنسان كه در باب بازشناخت چيزهاى مشترك از همديگر و قسمت كردن آنها به كار آيد و هم داراى منافع بسيارى است ، چونان كه براى بستن باب كشمكش و نزاع به كار گرفته شود . اين منفعت بزرگ چيزى است كه خداوند بندگان خويش را راه نمود تا از رهگذر بهكار بستن قرعه راه جويند ، آنجا كه فرمود :
وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ
« 4 » . امّا هنگامى كه مردم برخى از اهداف قرعه را وانهادند و در اينباره به شيوهاى ناپسند روى آوردند كه موجب تباه شدن به ناحق اموال يعنى قمار مىشود اين قرعه زدن نكوهيده شد و در شمار بزرگترين زمينههاى تباهى درآمد و شايسته اين شد كه
هامش
( 1 ) . قمر / 45 : زودا كه اين جمع درهم شكسته شود و پشت كنند .
( 2 ) . فتح / 1 و 2 : ما تو را پيروزى بخشيديم ، چه پيروزى درخشانى ، تا خداوند از گناه گذشته و آيندهء تو درگذرد .
( 3 ) . هود / 91 : و اگر عشيرهء تو نبود قطعا سنگسارت مىكرديم و تو بر ما پيروز نيستى .
( 4 ) . آل عمران / 44 : وقتى آنان قلمهاى خود را مىافكندند تا كدام يك سرپرستى مريم را بر عهده گيرد نزد آنان نبودى .