فصل [ 8 ] : سرزنش
ابن الرومى در قصيدهاى « 1 » يكى از هاشميان را سرزنش كرد ، بدان سبب كه از وى دو قفيز گندم خواسته بود تا با آن كشك بسازد . امّا او از فرستادن اين مقدار گندم خوددارى ورزيده بود . آن ابيات چنين است :
سألتك حبا لكشك القدو * ر انسا بتلك السجايا الظراف
كانى سألتك حب القلو * ب تلك اللتى من وراء الشغاف
سألتك قفزين من حنطة * فجدت بكرّ من المنع واف
كأنى سألتك قوت العبا * د فى سنة البقرات العجاف « 2 »
اخفت المجاعة يا هاشم * ى متهما لضمان الالاف « 3 »
و قد هتف اللّه فى وحي * ه لقريش اشد الهتاف « 4 »
ابو شمقمق « 5 » گفته است :
اويت دهليزكم برهة * و لم اكن آوى الدهاليزا
خبزى من السوق و مدحى له * تلك لعمرى قسمة ضيزى « 6 »
هامش
( 1 ) . اين قصيده بلند و مشتمل بر 40 بيت است و با مطلع زير آغاز مىشود :ابا الفضل لا تحتجب اننى * صفوح عن المخلف الوعد عافبنگريد به : ديوان ابن الرومى ، ج 4 ، ص 1595 - ت .
( 2 ) . اشاره به آيهء 46 سورهء يوسف :أَفْتِنا فِي سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ- ت .
( 3 ) . اشاره به سورهء ايلاف و اينكه خداوند در گرسنگى بدان مردم خوراك رساند و در ناامنى آنان را امنيت داد .
( 4 ) . به دنبال خاطرهاى كه از آن سرشتهاى نيك داشتم از تو براى كشكى كه در ديگ بپزم چند دانه گندم خواستم .
امّا گويى از تو دانهء قلب را خواستهام كه در پس استخوانهاست .
من از تو تنها دو قفيز گندم خواستم ، امّا تو سخاوتمندانه مشتى دريغ بخشيدى !
گويى در سال گاوهاى لاغر خوراك همه مردمان را از تو خواستهام !
اى هاشمى ، آيا از گرسنگى ترسيدى و ضمانتى را كه خدا در سورهء ايلاف كرده است باور نداشتى ؟
در حالى كه خداوند در وحى خويش در اينباره به بلندترين آوا بر قريش فرياد زده است .
( 5 ) . نام كامل او مروان بن محمّد بصرى ، از وابستگان بنى اميه و شاعرى هجوگو است . با ابو العتاهيه و ابو نواس و كسانى ديگر ماجراها داشته و به سال 200 ق . درگذشته است . گوستاو گرنباوم اشعار او را گردآورده و محمّد يوسف نجم نيز آن را تحقيق كرده و به سال 1959 م . در بيروت منتشر ساخته است . دو بيت حاضر در ديوان او نيست - ت .
( 6 ) . به دهليز سراى شما پناه آوردهام ، در حالى كه كسى نبودهام كه به دهليز كسانى پناه جويم . -