ما ان تبورك غيره من امه * مستورة و ابوه غير زنيم « 1 »
ابو عبد اللّه بن حجاج دربارهء عضد الدوله گفته است « 2 » :
ملك السننا عن وصفه * غلقات عاجزات مفحمه
و له شيعة صدق كلهم * قد تواصوا بينهم بالمرحمه « 3 »
هم او راست « 4 » :
بعثت لتتلو على العالمين * بجودك وحى النّدى و الكرم
و تدعوهم امة امة * لينتهبوا مالك المقتسم
فلبوك لا العرب استصعبت * عليك و لا خالفتك العجم
رأوك الى المجد تدعو العباد * فالقوا جميعا اليك السلم « 5 »
همو دربارهء ابن بقيه « 6 » در زمانى كه او را خلعتى داده بودند سرود « 7 » :
هامش
( 1 ) . آفرينشى در نكوترين اعتدال ، محبت تو را در همهء دلها كاشته است .
مادرى از خاندان نبوت و خاندان قريش و علوى كه در كنار سربلندترين بزرگوار قرار گرفته است .
جز او كسى شايسته خجستگى نيست ، كسى كه مادرش زنى باحيا و پدرش دور از فرومايگى است .
شاعر در بيت آخر به آيهء 13 سورهء قلم اشاره كرده است :عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ- ت .
( 2 ) . ابيات حاضر از قصيدهاى بلند با مطلع زير است :قال لى العاذل خنها قلت مه * ان اسباب هواها محكمةبنگريد به : ديوان ابن الحجاج ، نسخهء خطى در مجموعهء « مصورة المجمع العراقى / شعر » ، ورقه 35 - ت .
( 3 ) . پادشاهى است كه زبان ما از وصف او فروماند و عاجز آيد و بر آن گره افتد و سكوت گزيند .
و او را طرفدارانى است راستين كه همه يكديگر را به مهربانى سفارش كردهاند .
شاعر در بيت پايانى به آيهء 17 سورهء بلد اشاره كرده است :وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ- ت .
( 4 ) . ابيات حاضر از قصيدهاى بلند است كه در وصف عزيز گفته و روانهء مصر ساخته است . بنگريد به : ديوان ابن الحجاج ، مصورة المجمع العراقى ، شمارهء : 51 ، ورقه 20 - ت .
( 5 ) . تو برانگيخته شدهاى تا به سخاوت خويش وحى گشادهدستى و بزرگوارى را بر جهانيان بخوانى
و آنان را ملت ملت فراخوانى تا دارايى قسمتشدهء تو را به تاراج برند .
پس تو را لبيك گفتند : نه تازيان بر تو دشوار افتادند و نه ناتازيان با تو مخالفت ورزيدند .
ديدند كه بندگان را به بزرگمنشى مىخوانى . پس همه در برابرت پرچم تسليم افراشتند .
شاعر در بيت آخر به آيهء 90 سورهء نساء اشاره كرده است :وَ أَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا- ت .
( 6 ) . نام كامل او ابو طاهر محمّد بن محمّد بن بقية بن على است . بختيار ديلمى در سال 362 ق . او را به وزارت برگزيد . مطيع نيز او را وزارت داد و سپس او را به سال 366 ق . در واسط دستگير كرد . چشمان او را كور كردند و به سال 367 ق . به دارش كشيدند . بنگريد به : وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 62 - ت .
( 7 ) . اين ابيات از قصيدهاى است كه در يك پنجشنبه ، در حالى كه به مناسبت تولد يكى از فرزندان ابن حجاج ،