بدر بدا و حوله * يوم الخميس الانجم
فى خلع اعداؤه * من غيظهم لم يرسموا
فقبلوا الارض له * يا مسلمين تسلموا
و يا نصارى ان بدا * عيسى و جاءت مريم
فلا يغرّنكم * بل اخسئوا لا تكلموا « 1 »
و يا يهود أسلموا * على يديه تغنموا
و يا مجوس قد بدا * كسرى لكم فزمزموا « 2 »
بديع الزمان ابو الفضل همدانى گفته است « 3 » :
الم تر انى فى سفرتى * لقيت الغنى و المنى و الاميرا
و لما التقينا شممت التراب * و كنت امرأ لا اشم العبيرا
لآل غريغون فى المكرمات * يد اولا و اعتذار اخيرا
اذا ما حللت بمغناهم * رأيت نعيما و ملكا كبيرا « 4 »
هامش
- يكى از زمامداران او را خلعتى داده بود سروده شده است . مطلع آن قصيده نيز چنين است :يا معشر الناس اعلموا * انى حر مسلمبنگريد به : ديوان ابن الحجاج ، نسخه خطى ، ورقه 22 - ت .
( 1 ) . اشاره به آيهء 108 سورهء مؤمنون :قالَ اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ- ت .
( 2 ) . روز پنجشنبه بدرى سرزد ، در حالى كه ستارگان پيرامونش بودند ،
در خلعتى كه دشمنانش از خشم آيين آن نگزاردند تا بگويند :
اى مسلمانان بر زمين بوسه زنيد تا در آرامش مانيد ،
و اى مسيحيان اگر عيسى آشكار شد و مريم آمد ،
مباد مغرور شويد ، بلكه دور مانيد و هيچ سخن مگوييد ،
و اى يهوديان بر دستان او مسلمان شويد تا بهرهمند گرديد ،
و اى مجوسيان اينك كسرى برايتان رخ نموده است ؛ ترنم كنيد .
( 3 ) . ابيات را بنگريد در : ديوان بديع الزمان ، ص 33 ؛ يتيمة الدهر ، ج 4 ، ص 292 - ت .
( 4 ) . مگر نمىبينى كه من در سفر خويش ، بىنيازى ، آرزوها و امير را ديدار كردهام ؟
چون با يكديگر روياروى شديم من كه پيش از اين حتى عطر نمىبوييدهام خاك را بوييدم .
براى خاندانى كه در بزرگوارى غرقهاند نخست دست منتى است و سپس اعتذارى .
چون به آستانه سراى بىنيازى آنان درآمدم آسايشى و سلطنتى بزرگ ديدم .
شاعر در بيت پايانى به آيهء 20 سورهء انسان اشاره كرده است :وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً- ت .