لسانى فيك محتاج * الى التخليع و القطع
و انيابى و اضراسى * الى التكسير و القلع
لان اخطأت فى مد * حيك ما اخطات فى منعى
لقد انزلت حاجاتى * بواد غير ذى زرع « 1 »
ابو الحسن موسوى « 2 » گفته است :
قل للعدى موتوا بغي * ظكم « 3 » فان الغيظ مردى
و دعوا علا احرزتها * يا وادعين به طول جهدى
كم بين ايديكم و بي * ن النجم من نأى و بعد « 4 »
فصل [ 9 ] : تشبيهها
ابن طباطبا در توصيف شبى كوتاه گفته است « 5 » :
و ليلة مثل امر الساعة اشتبهت * حتى تقضت و لم نشعر بها قصرا
ما يستطيع بليغ وصف سرعتها * بانت و لم تعتلق و هما و لا نظرا « 6 »
هامش
- بنگريد در : الاغانى ، ج 20 ، ص 89 ؛ الورقه ، ص 80 . همين ابيات را منسوب به ابن الرومى بنگريد در : انوار الربيع ، ج 2 ، ص 219 . همچنين منسوب به ابن حجاج در : المنتحل ، ص 135 - ت .
( 1 ) . زبانم دربارهء تو نيازمند بريدن و از دهان برون شدن است .
و دندانهايم نيازمند شكستن و از جاى درآوردن ،
اگر تا آن زمانى كه تو در دريغ از عطا دادن به من راه خطا مىروى در ستايش تو خطا كنم ،
البته ، من نيازهاى خود را در بيابان بىكشت و زرع فرود آوردهام .
شاعر در بيت اخير به آيهء 37 سورهء ابراهيم اشاره كرده است :رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ- ت .
( 2 ) . نام كامل او ابو الحسن محمّد بن ابى احمد طاهر مشهور به سيد رضى است . به سال 359 ق . ديده به جهان گشود و به سال 406 ق . درگذشت . بيتهاى حاضر را بنگريد در : ديوان الشريف الرضى ، ج 1 ، 277 - ت .
( 3 ) . اشاره به آيهء 119 سورهء آل عمران :قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ- ت .
( 4 ) . به عدى بگو در خشمى كه داريد بميريد ؛ كه خشم هلاكتبار است
و بلندىاى را كه احراز كردهام واگذاريد ، اى كسانى كه به تلاش بسيار من آرام شدهايد
چقدر ميان آستان شما و ستارگان ، دورى و فاصله است .
( 5 ) . شعر را بنگريد در : شعر ابن طباطبا ، ق 60 ، ص 51 ؛ سرور النفس ، ص 35 ؛ من غاب عنه المطرب ، ص 84 - ت .
( 6 ) . شبى بهسان لحظهء برپايى رستاخيز كه بدان همانندى رسانده است تا از شدت كوتاهى بىآنكه بدان پىبريم -