تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
مقصود شاعر در اين شعر اين سخن خداوند است كه فرمود :
وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ
« 1 » . ابن الرومى در تشبيه اين خوى مردم كه جامه‌هاى نادر را بدان هدف كه سرقت نشود سوراخ مىكنند به اين كار خضر كه كشتى را بدان هدف كه پادشاه آن را غصب نكند سوراخ كرد ، گفته است :
رب مضار تجر منفعة * تدعو اليها ثواقب الفطن كفعلة الخضر بالسفينة اذ * خاف الجلندى مسخّر السفن « 2 » فامتثل الناس تلك فى خرقها * السفا فصار لا حب السنن ان يوجب الدهر كدر سائله * الا به ابنة من الابن « 3 »
ابن فتح كشاجم در وصف بوستانى آورده است « 4 » :
يا حبّذا يوما و نحن على * رؤوسنا نعقد الاكاليلا فى جنة ذللت لقاطفها * قطوفها الدانيات تذليلا « 5 »
شاعرى ديگر گفته است :
هامش
- سپرى شود . هيچ سخنورى نمىتواند سرعت آن را وصف كند . شب پيوند خود بريد و رفت ، بىآن‌كه به خيال يا انديشه‌مان آويزد . ( 1 ) . نحل / 77 : و كار قيامت جز مانند يك چشم بر هم زدن يا نزديك‌تر از آن نيست . ( 2 ) . جلندى به فتحه و نيز ضمه حرف جيم نام پادشاه عمان بوده است . ر . ك : تاج العروس . در تفسير قرطبى در ذيل آيهءوَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً( كهف / 79 ) آمده كه اين پادشاه را جلندى گفته‌اند . به هر روى شاعر در اين بيت به آيهء 79 سورهء كهف اشاره مىكند :أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ- ت . ( 3 ) . چه‌بسا زيان‌هايى كه منفعتى در پى مىآورد و زيركىهاى ناب بدان‌ها مىخواند ، همانند آن‌كه خضر با كشتى كرد ، آن‌گاه كه از جلندى آن غصب‌كنندهء كشتىها ترسيد . پس مردم نيز در اين سوراخ كردن كشتى به او اقتدا كردند و آن كار سنتى آشكار و ماندگار شد . روزگار هركه را با آن دمساز است آزرده‌خاطر مىسازد مگر آن‌كس را كه از زيركى بهره‌اى دارد . ( 4 ) . ابيات را بنگريد در : ديوان كشاجم ، ق 382 ، ص 388 ؛ من غاب عنه المطرب ، ص 70 - ت . ( 5 ) . خوشا آن روز كه بر سر تاج گل مىنهاديم در باغى كه ميوه‌هايش براى آن‌كه آهنگ چيدن دارد رام و بس نزديك است . شاعر در بيت آخر به آيهء 14 سورهء انسان اشاره كرده است :وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا- ت .