تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
ابو عبد اللّه ضرير « 1 » گفته است :
اردت زيارة الملك المفدى * لأمدحه و آخذ منه رفدا فعبّس حاجبا فقرأت اما * من استغنى فانت له تصدى « 2 »
عربى باديه‌نشين دربارهء سعيد بن سلم « 3 » گفته است :
لكل اخى مدح ثواب يعدّه * و ليس لمدح الباهلى ثواب مدحت ابن سلم و المديح مهزّة * فكان كصفوان عليه تراب اذا ما اخ عاتبته و مدحته * فلم تغن فيه مدحة و عتاب فاقرب ما فى الارض من شبه به * من الصخر صفوان عليه تراب « 4 »
اسماعيل قراطيسى « 5 » گفته است :
هامش
- نانم از بازار است و مديحه‌ام براى او ؛ اين به آيينم سوگند ، تقسيمى است نادرست . شاعر در مصراع دوم بيت دوم به آيهء 22 سورهء نجم اشاره كرده است : تلك اذا قسمة ضيرى . - ت . ( 1 ) . از شاعران ذكر شده در يتيمة الدهر ( ج 4 ، ص 90 ) و از مردمان ابيورد است . ثعالبى او را بدين وصف خوانده كه داراى شعرى است . دو بيت حاضر را نيز بنگريد در : يتيمة الدهر ، ج 4 ، ص 2091 - ت . ( 2 ) . خواستم آن پادشاه را كه فدايش شوم ديدار كنم تا او را مديحه گويم و از او هديه بستانم . امّا چون حاجبان روى ترش كرد و من اين آيه را خواندم كه « آن كس خود را بىنياز مىپندارد تو به دو مىپردازى » . عبارت اخير اقتباس است از آيه‌هاى 5 و 6 سورهء عبس :أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى * فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى- ت . ( 3 ) . نام كامل او سعيد بن سلم مشهور به ابن قتيبه باهلى است . مهترى بزرگ و ستوده كه به حديث و علم زبان عربى آگاه بود . زمامدارى ارمينيه ، موصل ، سند و جزيره را در اختيار گرفت و پدرش نيز دوبار به ولايت بصره گمارده شد . او به سال 209 ق . درگذشت . دربارهء او بنگريد به : المعارف ، ص 407 ؛ وفيات الاعيان ، ج 4 ، ص 88 - ت . ابيات حاضر از عبد الصمد بن معذل است . بنگريد به : ديوان عبد الصمد ، ق 11 ، ص 71 - ت . ( 4 ) . هركس كه او را مدح گويند پاداشى دارد كه آن را آماده مىكند ، امّا مدح باهلى را پاداشى نيست . ابن سلم را مدح گفتم و مدح براى او يك ريشخند است ، گويى سنگ خارايى است كه بر آن خاك نشسته باشد . اگر برادرى چنين باشد كه چون او را عتاب كنى يا مدح گويى نه مدح در او اثر گذارد و نه عتاب در او كارگر افتد ، او در زمين بيش از هرچيز به سنگ خارايى مىماند كه بر آن خاك نشيند . شاعر در اين بيت اخير و نيز در بيت دوم به آيهء 264 سورهء بقره اشاره كرده است :فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً- ت . ( 5 ) . نام كامل او اسماعيل بن معمر كوفى است . وابسته اشاعثه و پناهگاه شاعران بود . ابو العتاهيه و ابو نواس نزد او مىرفتند و در سراى او گرد هم مىآمدند . تاريخ او را بنگريد در : الاغانى ، ج 20 ، ص 88 . ابيات حاضر را نيز -