گويى اين شعر از اين سخن خداوند اقتباس يافته است كه مىفرمايد :
فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ .
« 1 »
فصل [ 6 ] : غزل و نسيب
وضاح يمن گفته است « 2 » :
اذا قلت هات قبلينى تمايلت * و قالت معاذ اللّه من فعل ما حرم
فما اقبلت حتى تضرعت عندها * و اعلمتها ما رخص اللّه فى اللمم « 3 »
مقصود شاعر در اين بيت اين سخن خداوند است كه فرمود :
الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ
« 4 » .
محمّد بن ابى زرعه « 5 » دمشقى گفته است :
ان حظّى ممن احبّ كفاف * لا صدود يقضى و لا اسعاف
فكأنى بين الوصال و بين ال * هجر ممن مقامه الاعراف
فى محل بين الجنان و بين النّ * ار طورا ارجو و طورا اخاف « 6 »
مقصود شاعر در اين ابيات اين آيه است كه فرمود :
وَ بَيْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوها وَ هُمْ يَطْمَعُونَ * وَ إِذا
هامش
( 1 ) . يوسف / 31 : پس چون او را ديدند وى را بس شگرف يافتند و دستهاى خود را بريدند .
( 2 ) . اين دو بيت به اضافه دو بيت ديگر در مجموعه « شعر وضاح اليمن » آمده است . بنگريد به : مجلهء المورد ، ج 13 ، ش 2 ، ق 26 ، ص 128 - ت .
( 3 ) . چون به او گفتم پيش آى و مرا ببوس كناره جست و گفت : پناه بر خدا از انجام آنچه او حرام كرده است !
هيچ پيش نيامد تا در آستانهاش ناليدم و او را از آنچه خداوند دربارهء خرده لغزشها رخصت فرموده است آگاهانيدم .
( 4 ) . نجم / 32 : آنانكه از گناهان بزرگ و زشتكارىها - جز لغزشهاى كوچك - خوددارى مىورزند ، پروردگارت نسبت به آنها فراخ آمرزش است .
( 5 ) . نام كامل او محمّد بن سلامة بن ابى زرعه كنانى است . ابن ابى طاهر معلى گفته : نام نخست [ ظاهرا ابن ابى زرعه دمشقى ] دقيقتر است . او شاعرى نكوكار بود . بنگريد به : معجم الشعراء ، ص 329 - ت .
( 6 ) . من را از آنكه دوستش دارم بهرهاى بسنده است ، نه تمايلى اندك كه بگذرد و نه يارىاى شتابان كه دوام نيابد .
گويى من ميان وصل و هجران به سان كسانىام كه در اعراف به سر مىبرند .
در جايگاهى ميان بهشت و دوزخ ؛ گاه اميد دارم و گاه نيز مىترسم .