تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧

فصل [ 5 ] : اقتباس‌هاى ظريف و نهفته در شعر

ابو تمام در كتاب الحماسه اين شعر را از شداخ بن يعمر كنانى « 1 » - كه نمىدانم از شاعران دوران جاهليت است يا روزگار اسلام - نقل كرده است :
قاتلى القوم يا خزاع و لا * يدخلكم من قتالهم فشل القوم امثالكم لهم شعر * فى الرأس لا ينشرون ان قتلوا « 2 »
اين شعر گويى از اين آيه اقتباس شده است كه فرمود :
وَ لا تَهِنُوا فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ
« 3 » . مروان بن ابى حفصه « 4 » گفته است :
زوامل للاشعار لا علم عندهم * بجيدها الا كعلم الاباعر لعمرك ما يدرى البعير اذا غدا * باثقاله او راح ما فى الغرائر « 5 »
شاعر اين مضمون را از اين آيه اقتباس كرده است :
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها
هامش
( 1 ) . شداخ بن يعمر كنانى از شاعران روزگار جاهليت بود كه در ميان كنانة بن خزيمه مىزيست . از ماجراهاى اين ابيات - چونان كه تبريزى نقل كرده - اين است كه ميان بنى كنانه و خزاعه پيمانى بر يارى و همدستى در برابر ديگران بود . در اين ميان خزاعه و بنى اسد با يكديگر پيكار كردند و در اين پيكار بنى اسد برترى يافتند . پس خاندان خزاعه از بنى كنانه يارى خواستند . امّا چون شداخ از خويشاوندى با خاندان بنى اسد ياد كرد بنى كنانه از يارى رساندن به خزاعه خوددارى ورزيدند . به همين دليل بنى اسد از خشم بنى كنانه كه از يارى ايشان خوددارى ورزيده بود سرزمين تهامه را ترك گفتند و راهى نجد شدند . بنگريد به : شرح ديوان الحماسة ، ج 1 ، ص 59 - ت . ( 2 ) . اين دو بيت در شرح ديوان الحماسة مرزوقى ( ج 1 ، ص 196 ) آمده و با اين بيت سوم كامل شده است :اكلما حاربت خزاعة تح * دونى كانى لامهم جمل- ت . امّا ترجمهء دو بيت متن چنين است : اى خاندان خزاعه ، با آن طايفه بجنگيد و در پيكار با آنان سستى دامنگيرتان نشود . آن طايفه همانند شمايند و در سر عقلى دارند و چون كشته شوند ديگر برنخيزند . ( 3 ) . نساء / 104 : در تعقيب آن طايفه سستى نورزيد . اگر شما درد مىكشيد ، آنان نيز همان‌گونه كه شما درد مىكشيد درد مىكشند و حال آن‌كه شما چيزهايى از خدا اميد داريد كه آن‌ها اميد ندارند . ( 4 ) . نام كامل او مروان بن سليمان بن يحيى بن ابى حفصه و از شاعران روزگار عباسى است كه به سال 182 ق . درگذشت . بنگريد به : الشعر و الشعراء ، ج 2 ، ص 649 ؛ معجم الشعراء ، ج 1 ، ص 317 - ت . ( 5 ) . ترنم‌كنندگان شعرند ، در حالى كه به شعر نيك هيچ آگاهىاى ندارند مگر به سان آگاهى شتران . به آيينت سوگند ، شتر آن هنگام كه بار خود را بلند مىكند يا روانه مىشود نمىداند كه در توشه‌دان‌ها چيست .