و ان احق الناس باللوم شاعر * يلوم على البخل الرجال و يبخل « 1 »
ابن الرومى اين مضمون را در چند بيت آورد و كاملا ترسيم كرد . پس سوار بن ابى شراعه « 2 » گفت :
يا من صناعته الى العلى * ناقضت فى فعليك اى نقاض
عجبا لحضاض الكرام على الذى * هو فيه محتاج الى حضاض
وصف المكارم و هو فيها زاهد * و رأى الجميل و فيه عنه تغاض
لم الق كالشعراء اكثر حارضا * و اشد معتبة على الحراض
كم فيهم من آمر برشيدة * لم يأتها و مرغب رفاض « 3 »
در همهء اين اشعار كه گذشت ، تكيهگاه اين آيه است كه فرمود :
وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ .
« 4 »
هامش
( 1 ) . اين بيت در ديوان ابن الرومى به تحقيق حسين نصار و كامل گيلانى و محمّد شريف سليم وجود ندارد و اصولا در كتابهاى التمثيل و المحاضرة ( ص 187 ) و زهر الآداب ( ص 641 ) به ابن ابى فنن نسبت داده شده است . در منبع اخير مصرع دوم نيز چنين آمده است :
بلوم على البخل اللئام و يبخل
بيت ، همچنين در كتاب مختصر الامثال سيد رضى ( ق 159 ، ص 43 ) آمده است - ت .
امّا ترجمه بيت : سزامندترين كس به نكوهش ، شاعرى است كه در حالى كه خود ناخنخشكى مىكند ، ديگران را بر زفتى مىنكوهد .
( 2 ) . ابن معتز در طبقات خود ( ص 375 ) براى احمد بن محمّد بن شراعه شرححال آورده است . ابو الفرج اصفهانى نيز [ در الاغانى ، ج 22 ، ص 429 ] شرححال او را از سوار بن ابى شراعه نقل كرده است . وى شعرى نكو داشت و در آن معانىاى نمكين مىآورد . در مختصر الامثال سيد رضى ( ق 160 ، ص 43 ) بيتهاى دوم و سوم از ابيات حاضر بدون انتساب ذكر شده است - ت .
( 3 ) . اى آنكه شعرت در ستايش خوبىها در رفتارت بس نقض شده است !
شگفتا از آنكه به بزرگوارى برمىانگيزد ، در حالى كه خود به سختى نيازمند كسى است كه او را برانگيزد .
او خوبىها را ستوده ، در حالى كه به آنها بىرغبت است ؛ و به ستودهها انديشيده ، در حالى كه خود از آنها چشم مىپوشد .
نديدهام كسى را چون شاعران كه اين اندازه برانگيزانند ، امّا خود ديگر كسانى را كه برمىانگيزند عتاب گويند .
چهبسا در ميان آنان كسانى كه به كارى پسنديده فرمان مىدهند ، اما خود انجام ندادهاند و چه بسا كسانى كه تشويق مىكنند ، امّا خود نمىپذيرند .
( 4 ) . هود / 88 : من نمىخواهم در آنچه شما را از آن بازمىدارم با شما مخالفت كنم .