فأربد زهوا كالذى * قال غداة مكره
يريد ان يخرجكم * من ارضكم بسحره « 1 »
جحظه برمكى گفته است :
و شادن قبّلته قبلة * فكنت اذ ذاك من الفائزين
قلت له اذ جاد طوعا بها * ازلفت الجنة للمتقين « 2 »
خباز بلدى « 3 » گفته است :
سار الحبيب و خلّف القلبا * يبدى العزاء و يضمر الكربا
قد قلت اذ سار السفين بهم * و الشوق ينهب عبرتى نهبا
لو انّ لى عزا اصول به * لاخذت كلّ سفينة غصبا « 4 »
سرى موصلى « 5 » گفته است :
هامش
( 1 ) . او را به سان بدرى ديدم در شب چهاردهم ، بر فراز شاخهاى خم شده از سختى تا خوردن سرينش .
گفتم چه باورت هست در مورد كسى كه تو خود برترين خاطرهء ذهن اويى ؟
ياد تو درونمايهء دل اوست ، آنگاه كه با انديشهء خود دمى خلوت كند .
از نخوت رنگ رخساره دگرگون ساخت ، بهسان آنكه گويد : او در فرداى مكر خود مىخواهد با سحر خود شما را از سرزمينتان بيرون كند .
اين بيت اقتباس است از آيهء 35 سورهء شعراء :يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِ- ت .
( 2 ) . آهو برهاى كه او را نيك بوسيدم و آنگاه در شمار رستگاران شدم .
چون آن بوسه را داوطلبانه به من ارزانى داشت به او گفتم : اينك بهشت براى پرهيزگاران نزديك آورده شده است .
شاعر مصراع اخير را از آيهء 31 سورهء ق اقتباس كرده است :وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ- ت .
( 3 ) . نام كامل او ابو بكر محمّد بن احمد بن حمدان و برخاسته از آبادىاى به نام بلد در جزيره است . او خواندن و نوشتن نمىدانست و شعرش سرشار از نكتههاى نمكين و تحفههاى ادبى و باريكانديشىهاى شيرين بود . او از قرآن فراوان اقتباس مىكرد . زندگينامهء او را بنگريد در : يتيمة الدهر ، ج 2 ، ص 209 ؛ المحمدون ، ص 44 - ت .
( 4 ) . معشوق روانه شد و دلى را كه آرام مىنمود و اندوه نهفته مىداشت ، در اينجا نهاد .
آنگاه كه كشتى آنان را با خود برد و عشق ، سرشك از من ربوده بود ، با خود گفتم :
اگر مرا عزّتى پشتيبان بود ، هر كشتىاى به غصب مىربودم .
شاعر در مصراع اخير آيهء 79 سورهء كهف را اقتباس كرده است :وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً- ت .
( 5 ) . نام كامل او سرى بن احمد كندى است ، دوران آغازين زندگى را با رفوگرى و دگمهدوزى در دكان خود در موصل گذراند . سپس سيف الدوله را مدح گفت و نزد او اقامت گزيد . وى به سال 366 ق . درگذشت . حبيب حسنى ديوان او را تحقيق كرده و انتشار داده است . دو بيت حاضر در ديوان ( ج 2 ، ص 235 ) در قصيدهاى با اين مطلع كه -