چون اخطل سخن جرير را شنيد كه دربارهاش سروده است :
ما زلت تحسب كل شىء بعدهم * خيلا يكر عليكم و رجالا « 1 »
گفت : به خداوند سوگند ، او بر ضد من از سخن همدم خود - يعنى قرآن - مدد جسته است ؛ چه ، در اينباره با والاترين واژهها و زيباترين ايجاز گفته است :
يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ .
« 2 »
متنبى مىخواست بر اين مفهوم چيزى بيفزايد . ازاينرو در آن به زيادهروى روى آورد تا جايى كه كار را به صنعت احاله رساند و گفت :
و ضاقت الارض حتى ان هاربهم * اذا رأى غير شىء ظنّه رجلا « 3 »
ابو الفتح كشاجم « 4 » گفته است :
شخص الانام الى كمالك فاستعذ * من شر اعينهم بعيب واحد « 5 »
هامش
-لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ ؛و در حقيقت بسيارى از جنيان و آدميان را براى دوزخ آفريدهايم ؛ دلهايى دارند كه با آن دريافت نمىكنند ، چشمانى دارند كه با آنها نمىبينند و گوشهايى دارند كه با آنها نمىشنوند . آنان همانند چهارپايان بلكه گمراهترند .
( 1 ) . در ديوان جرير مصرع دوم چنين آمده است :
خيلا تشد عليكم و رجالا .
بنگريد به : ديوان جرير ، ص 362 - ت .
ترجمهء اين بيت نيز چنين است :
پس از آنان پيوسته هرچيز را لشكرى و نيز پيادگانى مىپندارى كه بر شما يورش مىآورند .
( 2 ) . منافقون / 4 : هر فريادى را به زيان خويش مىپندارند . خودشان دشمنند .
( 3 ) . بيت را بنگريد در : ديوان المتنبى ، ج 3 ، ص 168 - ت .
ترجمه بيت نيز چنين است :
زمين بر آنان چنان تنگ آمد كه گريختهشان ، حتى زمانىكه هيچ نمىديد ، آن را مردى مىپنداشت كه هجوم آورده است .
( 4 ) . نام كامل او ابو الفتح محمود بن حسين است . شاعرى است ايرانىتبار و ترانهگو كه از رمله فلسطين بود و ميان دمشق ، قدس ، حلب و بغداد جابهجا مىشد . او از شاعران پدر و پسر سيف الدوله بود . بنگريد به : الاعلام ، ج 8 ، ص 43 - ت .
( 5 ) . بيت را بنگريد در : ديوان كشاجم ، ق 14 ، ص 150 - ت .
ترجمهء بيت نيز از اين قرار است :
مردم همه به كمال تو خيره شدهاند ، با يك عيب از شر چشمانشان پناه بجوى .