تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
هم او راست :
ما كان احوج ذا الكمال الى * عيب يوقيه من العين « 1 »
متنبى نيز گفته است :
كأن الردى عاد على كل ماجد * اذا لم يعوّذ مجده بعيوب « 2 »
اين چند بيت كه گذشت ، همه از اين سخن خداوند الهام گرفته كه فرمود :
فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً
« 3 » - و در تفسير آيه گفته شده است آن پادشاه هر كشتى سالمى را كه وجود داشت غصب مىكرد . متوكل ليثى گويد : « 4 »
لا تنه عن خلق و تأتى مثله * عار عليك اذا فعلت عظيم « 5 »
ابن الرومى همين مضمون را گرفته و گفته است :
هامش
( 1 ) . بيت از سروده‌اى با مطلع زير است :و مهذب الالفاظ منطقه * ما فيه من خطل و من مينبنگريد به : ديوان كشاجم ، ق 473 ، ص 476 - ت . ترجمهء بيت نيز از اين قرار است : آن‌كه از كمال بهره دارد چقدر نيازمند عيبى است كه او را از آسيب چشم محفوظ بدارد . ( 2 ) . بيت از قصيده‌اى است كه در آن به سيف الدوله حمدانى دربارهء مرگ وابسته‌اش يماك ترك كه به سال 134 ق . در حلب درگذشته بود تسليت گفته است . اين قصيده با مطلع زير آغاز مىشود :لا يحزن اللّه الامير فاننى * لآخذ من حالاته بنصيب و من سر اهل الارض ثم بكى اسى * بكى بعيون سرها و قلوببنگريد به : ديوان المتنبى ، ج 1 ، ص 52 - ت . امّا ترجمه بيت چنين است : گويى تباهى و تيره‌بختى هر صاحب فضيلتى را اگر كه فضيلت خود را به عيب‌هايى چند تعويذ نبندد ، دربرمىگيرد . ( 3 ) . كهف / 79 : خواستم آن را معيوب كنم ؛ چراكه پيشاپيش آنان پادشاهى بود كه هر كشتى درستى را به زور مىگرفت . ( 4 ) . نام كامل او متوكل بن عبد اللّه بن نهشل ليثى و از شاعران حماسه‌سراست . در دوران معاويه مىزيست و ساكن كوفه بود . در انتساب بيت حاضر به او اختلاف نظر است ؛ چه ، اين بيت را به چندين تن نسبت داده‌اند . بنگريد به : ديوان ابى الاسود ، ص 231 ؛ شعر المتوكل الليثى ، ص 284 - ت . ( 5 ) . از خويى كه خود بدان متصفى نهى نكن ؛ اگر چنين كنى ننگى بزرگ به دامن نشانده‌اى .
اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 365 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / حسين صابري