سليمان به او گفت : اينك تو نزد من به زنا اقرار كردى و من نيز پيشواى حكومتم و ناگزير بايد دربارهء تو حد اجرا كنم . فرزدق پرسيد : اى امير مؤمنان ، به كدام دليل بر من حد لازم مىدانى ؟ گفت : به كتاب خداوند كه نامش بلند باد . پاسخ داد : امّا كتاب خدا حد را از من دور مىدارد ؛ مگر در اين كتاب نيامده است كه فرمود :
وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ * أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ * وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ
« 1 » ؟ اكنون من نيز اى امير مؤمنان چيزى گفتم كه آن را انجام ندادهام ! سليمان از اين سخن خنديد و فرمود او را جايزهاى دهند .
در همين مضمون كه فرزدق بدان اشاره كرده است ، يكى ديگر از شاعران مىگويد :
لقد عيّرتنى فى الطواسين « 2 » آية * اتاك بها روح امين و منزل
يقولون ما لا يفعلون « 3 » و اننى * من القوم قوال بما ليس يفعل « 4 »
چون مروان بن ابى حفصه در محضر هارون الرشيد شعر خويش را كه دربردارندهء اين ابيات بود ، خواند :
و سدت بهارون الثغور و احكمت * به من امور المسلمين المرائر
فكل ملوك الروم اعطاه جزية * على الرغم قسرا عن يد و هو صاغر « 5 »
هامش
- سهتا و دوتا يعنى پنج تن و نيز ششمى كه به نخوت گرايش داشت ، در اطراف من بر زمين افتاده شب را به صبح رساندند و من مهر مىگشودم .
بيتهاى ياد شده و نيز ماجرا را بنگريد در : طبقات فحول الشعراء ، ج 1 ، ص 46 ؛ الاغانى ، ج 10 ، ص 375 ، ج 16 ، ص 175 و ج 21 ، ص 375 ؛ المستقصى ، ج 1 ، ص 204 - م .
( 1 ) . شعراء / 224 - 226 : و شاعران را گمراهان پيروى مىكنند . آيا نديدهاى كه آنان در هر وادىاى سرگردانند و آنانند كه چيزهايى مىگويند كه انجام نمىدهند ؟
( 2 ) . طواسين سورههايى از قرآن كريم را گويند كه با « طسم » آغاز مىشوند و سورهء شعراء يكى از اين سورههاست - ت .
( 3 ) . اشاره به آيهء 226 سورهء شعراء .
( 4 ) . آيهاى از آيههاى طواسين كه فرشتهء امين و فرودآورندهء وحى آن را آورده ، مرا نكوهيده است .
آنان چيزى را مىگويند كه انجام نمىدهند و من نيز از همان طايفهام ، لافزن چيزى كه انجام نمىدهد .
( 5 ) . ابيات از قصيدهاى بلند مشتمل بر 22 بيت است كه در كتاب شعر مروان بن ابى حفصة ( به تحقيق عطوان ، ق 34 ، ص 153 ) آمده است - ت .
ترجمهء ابيات نيز چنين است :
به دست هارون از مرزها پاسدارى شد و به همت او امور مسلمانان استوارى و سامان گرفت .
همهء شاهان روم به رغم ميل خود و به اجبار ، با زبونى و خوارى با دستان خود به او جزيه تقديم كردند .