فضيلت ديگران از آنان بربايند ؛ چون خرسند شوند فرومايه را والامرتبه سازند ؛ چون خشم آورند والامرتبه را فرومرتبه نمايند ، چون خود به كبيره اقرار كنند نه حد بر آنان لازم آيد و نه دستى به سويشان گشوده شود ؛ از ثروتمندشان كسى مال نستاند ، تهيدستشان خوار نگردد ، پيرشان احترام نيابد و خردشان حقير شمرده نشود ؛ پيكانشان در جان آبروى كسان مىنشيند و گواهيشان پذيرفته مىشود ، هرچند هيچ سندى از آن سخن نگويد و هيچگواه عادلى آن را گواهى نكند ؛ دزدى آنان نيز شناخته شده و پذيرفته است ، هرچند از ربع دينار بگذرد و به هزار قنطار رسد ؛ اگر كالاى تقلبى بفروشند ، بديشان باز پس داده نشود و اگر با دوست دشمنى ورزند از آنان نامأنوس نباشد .
فراتر از اين ، تو را چه گمان است دربارهء طايفهاى كه خود صرافان خلقوخوى مردم و سمساران كاستى و كمال هستند . فراتر از اين ، تو را چه گمان است دربارهء كسانى كه نامشان از برتريشان سخن مىگويد و نام پيشهشان از معناى عقل اشتقاق يافته است . باز هم فراتر از اين ، تو را چه گمان است به طايفهاى كه خود اميران حسن سخنند ؛ سخن دراز را كوتاه كنند ، سنگين را سبك سازند و دراز دامن را بچينند . سرانجام چرا نگويم : تو را چه گمان است دربارهء كسانى كه « گمراهان از آنان پيروى مىكنند و در هر وادىاى سرگردانند و چيزهايى مىگويند كه انجام نمىدهند » . « 1 »
فصل [ 3 ] : نمونههايى از اقتباس
سليمان بن عبد الملك از فرزدق خواست شعر بسرايد . او نيز قصيدهاى سرود كه از ابيات آن است :
ثلاث و اثنتان فهن خمس * و سادسة تميل الى شمام
فبتن بجانبى مصرّعات * و بتّ افض اغلاق الختام « 2 »
هامش
( 1 ) . اشاره به آيههاى 224 تا 226 سورهء شعراء :وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ * أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ * وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ- ت .
( 2 ) . بيت در ديوان فرزدق ( چاپ صاوى ، ج 2 ، ص 835 ) در قصيدهاى با اين مطلع آمده است :الستم عائجين بنا لعنّا * نرى العرصات او اثر الخيام- ت .
امّا ترجمهء ابيات دوگانه كه در متن آمده چنين است : -