تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
همچنين آنان را با بدترين كسان يعنى كاهنان همرديف ساخت و فرمود :
وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ * وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ .
« 1 » از آن‌روى كه دست‌اندركار شعر جداى از آن راه نكوهيده راهى ستوده نيز دارد ، خداوند در كار آنان استثنايى بيان فرمود و از اين رهگذر ميان آن دو هدف كه ممكن است شاعران داشته باشند تفاوت نهاد و فرمود :
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا .
« 2 » ابو زيد بلخى در ادامه گفته است : پس ما مىدانيم كه اگر شعر دربردارندهء واژه‌هايى بود كه از تسبيح و ستايش خداوند ، اندرزهاى شايسته ، برانگيختن به كارهاى نيك و خلق و خوى پسنديده و حكايت‌ها و مثل‌هاى ستوده سخن مىگفت ، هيچ جزو آن‌گونه شعر نبود كه نقل كردن فراوانش مكروه و ناخوشايند شرع باشد ؛ چراكه تنها تفاوت سخن منظوم و منثور در همين وزن است و از سوى ديگر محال است كه وزن ، كه خود برترين فضيلت سخن است ، آن را از دايرهء نكوهيده‌ها بيرون برد ؛ چه ، شعر نه به واژه‌ها بلكه تنها به درونمايه‌ها نكوهيده مىشود . به همين سبب نگارنده ، سخن آن رهبر دينىاى را مىپسندد كه چون از او دربارهء شعر پرسيدند گفت : سخنى است كه ستوده‌اش بس ستوده و نكوهيده‌اش بس نكوهيده است . « 3 »

فصل [ 2 ] : شاعران

تو را چه گمان به كسانى كه ميانه‌روى پسنديده است مگر از آنان و دروغ نارواست مگر دربارهء ايشان ؛ چون نكوهيده شوند خود منقصت گويند ؛ چون عيب آنان گويند خود
هامش
( 1 ) . حاقه / 41 و 42 : و آن گفتار شاعرى نيست كه كمتر به آن ايمان داريد و نه گفتار كاهنى كه كمتر از آن پند مىگيريد . ( 2 ) . شعراء / 227 : مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و خدا را بسيار به ياد آورده و پس از آن‌كه مورد ستم قرار گرفته‌اند يارى خواسته‌اند . ( 3 ) . در حديث است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « شعر همانند هر سخن است ؛ حسنش به‌سان حسن هر سخن و قبح آن نيز به‌سان قبح هر كلام است » . بنگريد به : بخارى ، الادب المفرد ، ص 299 ؛ سنن الدارقطنى ، ص 490 ، « باب الوصايا » . در كتاب الامتناع عن غذاء الالباب ( ج 1 ، ص 180 ) نيز همين سخن آمده است . به شافعى هم نسبت داده شد كه فرمود : شعر يك كلام است كه حسن آن به‌سان حسن هر كلام ديگر و قبح آن نيز همانند قبح هر سخن ديگر است و برترىاش بر ديگر سخنان اين است كه رواج بسيار مىيابد ، بنگريد به : الام ، ج 6 ، ص 212 ؛ مختصر المزنى ، ج 5 ، ص 258 ؛ ادب القاضى ، ج 3 ، ص 4825 - ت .