در پيش گرفتهاند از رعيت بردارد ، هيچ كارگزارى را جز در برابر مزد به خدمت نگيرد ، هيچ چوپانى را جز با اجازه به ملك مردم درنياورد ، هيچ حيوان باركشى از مردم در اختيار نگيرد ، هيچ چراگاهى قرق نكند ، هيچ دام شيردهى را از چرا در بيابان بازندارد ، هيچ دام بيابانچرى را نكشد ، هيچ مردم را به تأمين علوفه و توشه مكلف نسازد و هيچ به پرداخت هزينه و خسارت الزام نكند . هرگز از آنان ماليات و باج نخواهد و هرگز آنان را از دادوستدى يا حرفهاى بازندارد ؛ چرا كه خداوند به عدالت و نيكى كردن فرمان مىدهد و از بدكارگى و ناستوده بازمىدارد .
هم مباد حاضرى را به جرم غايب ، بيگناهى را به جرم متهم و درستكردارى را به جرم نادرستكردارى مؤاخذه كند ؛ چه ، خداوند هركس را به مسئوليت در برابر دستامد خويش از دستامدهاى ديگران بر كنار دانسته و از اين نهى فرموده است كه كسى بار گناه ديگرى را بر دوش كشد . « 1 »
پيمانهاى مربوط به قاضيان
فصل [ 18 ] : آداب قضاوت
ابو اسحاق آورده است « 2 » : او را بدان فرمان داد كه بر كرسى دادرسى همگان نشيند و بر روى همهء مردمان درگشايد و چون دادخواهان به حضور او آيند ميانشان برابرى كند و آنان را به گاه نشستن در حضور خويش برابر هم نشاند و در بررسى خويش و در سخنى كه با هريك مىگويد هركدام را بهرهاى همانند دهد ؛ چه ، مقام دادرسى جايگاهى است كه در آن همهء كسان برابرند و خاص و عام همسنگ يكديگر . هم در آن محضر تا زمانى كه طرفهاى دادرسى در كنار هم هستند و تا زمانى كه به طرح دعوا آمدهاند ، نه به آنكه جلال و شكوهى دارد به واسطهء جلال و شكوهش روى كنند ، نه از آنكه زشتروى است به سبب زشترويىاش رخ برتابند و نه مهترى بر فروترى ، توانگرى بر ناتوانى ، آشنايى بر بيگانهاى يا همآيينى بر ناهمآيينى فزونى داده شود .
هامش
( 1 ) . اشاره است به آيهء 38 سورهء نجم :أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى- ت .
( 2 ) . متن از پيمانى است كه خطاب به محمّد بن قاضى القضاة عبد اللّه بن احمد بن معروف صادر شده است .
بنگريد به : المختار من رسائل الصابى ، ص 115 - ت .