فصل [ 20 ] : برپا داشتن حدود
عبد العزيز بن يوسف « 1 » گفته است : چون حدى از حدود الهى از قبيل قطع دست ، تازيانه زدن ، سنگسار كردن يا ستاندن ديه يا استيفاى قصاص و انتقام به محضر او آورند در اينباره تأمل و درنگ ورزد ، همهء تلاش خود را در آگاهى درست از آن به كار گيرد و از پس اين آگاهى نظر امير مؤمنان را بجويد و خيرخواهانه ابعاد آن جرم كه رخ نموده و نيز لزوم داورى در اينباره را براى او روشن سازد ، تا بىآنكه در اجراى احكام خدا بهانهاى جويد يا انديشهء گناهآلودى در سر داشته باشد ، اين احكام به اجرا درآيد .
وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
. « 2 »
فصل [ 21 ] : مراقبت از اموال يتيمان
ابن عباد « 3 » گويد : او را بدان فرمان داد كه بر اموال آن دسته از يتيمانى كه نه راهنمايى دارند ، نه سرپرستى ، نه كسى كه برايشان روزى آورد و نه كسى كه برايشان كار كند به حجر حكم كند و سپس از همين اموال براى خود يتيم هزينه كند ، بىآنكه اسرافى تباهكننده انجام دهد يا ناخن خشكىاى هلاككننده در پيش گيرد ، تا آن زمانى كه دانايى يتيم را احراز كند و رشد او را به چشم بيند . پس در اين زمان دارايى او را به وى باز پس دهد و بر اقباض مال به وى گواه گيرد ، چونان كه خداوند فرموده است :
فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا
« 4 » و نيز فرموده است :
الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً
هامش
( 1 ) . ابو القاسم عبد العزيز بن يوسف از كاتبان شاعر بود . ديوان رسائل عضد الدوله را در دوران حكمرانى او عهدهدار شد و از وزيران و همنشينان ويژهء او به شمار رفت . بعدها نيز وزارت يكى از فرزندان او را پذيرفت .
دربارهء او بنگريد به : يتيمة الدهر ، ج 2 ، ص 313 و پس از آن - ت .
( 2 ) . بقره / 229 : و كسانى كه از حدود احكام الهى تجاوز كنند آنان همان ستمكارانند .
( 3 ) . متن از پيمانى است كه ابن عباد از جانب مؤيد الدوله ابو منصور بن ركن الدوله به عبد الجبار بن احمد نوشت و در آن سفارشهايى با او در ميان نهاد و مناطقى به قلمرو او افزود . همين مضمون با ساختارى متفاوت در فرمان ديگرى هم كه به همين فرد ياد شده نوشته شده آمده است . متن را بنگريد در : المختار من رسائل الصابى ، ص 34 - 42 - ت .
( 4 ) . نساء / 6 : پس اگر در ايشان رشد فكرى يافتيد اموالشان را به آنان رد كنيد و آن را از بيم آنكه مبادا بزرگ شوند به اسراف و شتاب مخوريد .