بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد : به كار پسنديده فرمان مىدهيد و از كار ناپسند بازمىداريد و به خدا ايمان داريد » « 1 » . همو دربارهء ديگران چنين فرموده است :
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا
« 2 » .
او را در همين مضمون است « 3 » : او را امر كرد كه به خراب كردن ميكدهها و عشرتكدهها ، منع هميشگى منكر و ميگسارى و جلوگيرى از همهء امور ناپسند توصيه كند ، تا مباد حرمتى مباح دانسته شود ، نماز تباه گردد ، گناه انجام گيرد و آنچه حرام است صورت پذيرد . خداوند فرموده است :
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا
« 4 » .
هم طايفهاى ديگر را نكوهيد و فرمود :
كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ
« 5 » ؛ « و خداوند حقيقت را مىگويد و اوست كه به راه راست هدايت مىكند » . « 6 »
فصل [ 13 ] : در تقويت حكمرانان و كارگزاران
ابو اسحاق آورده است « 7 » : او را فرمود تا كارگزاران خويش را به حمايت از حكمرانان و اجراى احكامى كه از آنها صادر شده است توصيه كند و نيز بدان فرمان دهد كه در مجلس آنان حضور يابند ، در حالى كه مجلس را گرامى مىدارند و شرط ابهت و رسم فرمانبرى را در اين مجلس مىگزارند . هم خواست كه چون كسى به گاه فراخوانده شدن به مجلس داورى از حضور خوددارى ورزد و تأخير روا دارد و فرمان حكمران را در اينباره گردن ننهد و يا چون كسى حق ديگران را انكار كند و يا بدهىاى را كه بر اوست نپذيرد ، او را به ريسمان خوارى و
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيهء 110 سورهء آل عمران :كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ- م .
( 2 ) . مريم / 59 : آنگاه ، پس از آنان جانشينانى به جاى ماندند كه نماز را تباه ساختند و از هوسها پيروى كردند و به زودى [ سزاى ] گمراهى [ خود ] را خواهند ديد .
( 3 ) . از پيمانى است كه صابى از سوى مطيع للّه به ابو ثعلبه غضنفر بن ناصر الدوله نوشت . بنگريد به : المختار من رسائل الصابى ، ص 136 - ت .
( 4 ) . مريم / 59 .
( 5 ) . مائده / 79 : از كار زشتى كه آن را مرتكب مىشدند يكديگر را باز نمىداشتند .
( 6 ) . اقتباس از آيهء 4 سورهء احزاب :وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ.
( 7 ) . متن از پيمانى است كه ابو اسحاق از جانب طائع للّه به ابو الحسين على بن ركن الدوله ملقب به فخر الدوله نوشت . بنگريد به : المختار من رسائل الصابى : ص 96 - 108 - ت .