فصل [ 11 ] : بازگرداندن بردگان فرارى ، اموال يافتشده و گمشدگان
ابو اسحاق آورده است « 1 » : او را به تعقيب و مراقبت بردگان فرارىاى كه از قلمرو وى مىگذرند و نيز كسانى كه همراهشان هستند و افزون بر آن به جستجوى جاهايى كه آنها را ترك گفتهاند ، راههايى كه از آنها گذاشتهاند و مهترانى كه از ايشان گريختهاند و از طاعتشان سر برتافتهاند و نيز بدان فرمان داد كه اينگونه كسان را به زور به مهترانشان بازگردانند و به خوارى و زبونى به سويشان بازآورند و حيوان گمشده را تا جايى كه امكان دارد به كسانش راه نمايند و آنجا كه حفظ كردن رواست براى صاحبانش حفظ كنند و لقطه را نيز اعلام بدارند ، جاى پاى آن بجويند و خبر يافت شدنش را پخش كنند . پس اگر صاحبش حضور يافت و معلوم شد كه استحقاق مال يافت شده را داراست لقطه را به او سپرند و در اين كار او را هيچ تنبيه نكنند . خداوند مىفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
« 2 » . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله نيز فرموده است : مؤمن كسى است كه مردم او را بر جان و مال خويش امين شمرند . « 3 »
فصل [ 12 ] : در تعطيل كردن ميكدهها و عشرتكدهها
ابو اسحاق گفته است « 4 » : او را بدان فرمان داد كه هر ميكده و عشرتكدهاى را كه در قلمرو وى هست تعطيل كند و از زشتىها و بدكارىها پاك سازد و زيانكاران را از گرد آمدن و گرد هم نشستن در آن اماكن باز بدارد ؛ چه ، اين همايش اجتماعى است كه مصلحت در پراكندن آن است و اين جمع جمعى است كه از هم پراكندنش مايهء حفظ افراد آن است . اين گونه اماكن ناستوده پيوسته كسانى را كه به آنها پناه مىبرند و در آنها مىنشينند به واگذاردن نماز ، فروگذار كردن اعمال واجب ، انجام كارهاى ناستوده و دامن آلودن به حرام وامىدارد .
اين مكانها خانههاى شيطان هستند كه آباد كردنشان مايهء ناخشنودى خداوند و ويران ساختنشان مايهء خرسندى اوست و خداوند به ما مىفرمايد : « اى گروه مسلمانان ، شما
هامش
( 1 ) . متن را بنگريد در : المختار من رسائل الصابى ، ص 108 - ت .
( 2 ) . نساء / 58 : خدا به شما فرمان مىدهد كه سپردهها را به صاحبان آنها رد كنيد .
( 3 ) . متنى كه مؤلف آورده چنين است : « المؤمن من أمنه الناس على انفسهم و اموالهم » . بنگريد به : سنن الترمذى ، ج 1 ، ص 93 - ت .
( 4 ) . متن از پيمانى است كه از سوى طائع للّه به ابو الحسن على بن ركن الدوله ملقب به فخر الدوله صادر شد . متن را بنگريد در : المختار من رسائل الصابى ، ص 106 - ت .