به مدد آن به هيچ كار درنيايد و هيچ كار به انجام نرساند و جز به راهنمايى آن از كارى رويگردان نگردد و كارى را ابرام نكند ؛ چرا كه قرآن راه گشوده ، داورى قانعكننده ، دليل روشن ، طريق هويدا ، برهان پردرخشش ، حجّت آشكار ، گذر هموار و استوار و راه ميانه است كه به پاداش مژده دهد ، به كيفر هشدار دهد ، به سوى رهايى راه برد ، از تباهى امان بخشد ، از شبهه نقاب برگيرد ، تاريكىها را روشن كند ، به حق راه نمايد و از راستى سخن گويد ، در پرتو آن ، نادان آگاهى يابد ، آگاه عمل كند ، بىخبر هشيار شود ، به بازى درشده توجه يابد ، به گناه غوطه رفته پند گيرد ، ستمگر دست از ستم بدارد ، خطاكار ره توبه گيرد و آنكه بر گناه پاى مىفشرده آن را يكسره وانهد .
بارى ، سزامندترين كس به پيروى از فرمان او و خوددارى از بازداشتههاى او و فرمانبرى او در آنچه شاد كند يا ناخرسندى آورد و سود رساند يا زيان ببارد ، همان كسى است كه مجرى فرمان او شده و حكومت او را روان ساخته است ؛ و بر اين كرسى مالها داده يا دريغ داشته ، خونها ريخته يا از ريخته شدن مصون ساخته ، زنان بر مردان حلال داشته يا حرام گردانده ، حدود را برپا داشته يا از اجراى آنها [ به گاه شبهه ] جلوگيرى كرده است ، همو كه كسى را تاب مخالفت با رأيش نيست و كسى را رويارويى با سخن او نشايد . اينك فروگذاردن انديشه در سخن خداوند مايهء لغزش است ؛ اگر كسى عمل كردن بدان را وانهد گمراه شود و اگر آن را رهنماى خود گيرد و همواره پيش روى بدارد آن كتاب او را به راه درستكارى براند و بر راه راست استوار بدارد . خداوند فرمود :
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ
. « 1 »
در فرمانى ديگر به يكى از قاضيان « 2 » آمده است : او را به تلاوت فراوان قرآن فرمان داد ؛ كتابى كه راهش روشن و راهنمايىاش رهگشاست ، هركس از چراغ آن پرتو گيرد نيك بيند و رهايى يابد و هركه از آن روى برتابد بلغزد و به دوزخ درآيد . هم او را بدين فراخواند كه آن كتاب را رهبر خويش گيرد ، از آيات آن راه جويد ، به روشنگرى آن اقتدا كند و آن را الگويى بداند و گام بر آنجا كه فرموده است نهد و همهء كارها را چه بنيادها و چه سرشاخهها بدان بازگرداند ؛ چرا كه خداوند آن را حجت قاطع ، راه روشن ، نور درخشان و برهان پرفروغ خود
هامش
( 1 ) . ص / 29 : كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كرديم تا دربارهء آيات آن بينديشند و خردمندان پند گيرند .
( 2 ) . مقصود قاضى القضاة ابو محمّد عبد اللّه بن معروف است - ت .