بدان خوانده است كه دل خود از وسوسههاى ويرانگر بپالايد ، از انديشههاى پست بپيرايد ، و خود را بر آن بدارد كه دينداران خويش را بر آن داشتهاند ، بدان تكليفها گردن نهد كه نيكان اهل يقين به جان خريدهاند و خود را از هوسهاى باطل و آرزوهاى گمراهكننده بازبدارد كه نفس ، انسان را به بدى فراخواند « 1 » و هيچ از زيانرسانى روى نگرداند ، مگر اينكه بر آن لگام نهند و هيچ از آن كس كه لازم است فرمان نبرد ، مگر اينكه آن را به افسار بندند . پس هركس نفس را لگام نهاد و بدان سوى كه بايد برگرداند ، آن را رهايى بخشيد و هركس آن را رها گذارد و به يلگى درداد ، آن را به پستى و فرمايگى فروفرستاد . اينك سزامندترين كسى كه بايد پرهيز از خداوند راهورسم او باشد و ترس از خدا نيز شيوه و روش او باشد همان كسى است كه جامهء فرمانروايى بر تن كرده و فرمان داده و بازداشته و بر كرسى رسيدگى به دادخواهى بازگرداندن حقوق از كف رفتهء مردمان ، اجراى حدود يا دور داشتن آنها [ به گاه شبهه ] ، حلال ساختن زنان و مردان با همديگر و حرام ساختن آنان برهم ، دادن و ستاندن حقوق و اجرا و تنفيذ داورىها نشسته است ؛ چه ، او را نرسد كه فرمان دهد و خود فرمان نبرد ، بازبدارد و خود دست نكشيده باشد و چيزهايى انجام دهد كه خود از آن بازمىدارد و از چيزهايى نهى كند كه خود انجام مىدهد ، بلكه بر او بايسته است پيش از آنكه زمام امور در كف وى قرار گيرد ، دل خويش را به صلاح و درستى آورد و خانهء خويش را از آن چيزهايى بپيرايد كه مىخواهد رعيت خود را از آنها پاك و پيراسته سازد . خداوند فرموده است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
« 2 » و فرموده است :
فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ
. « 3 »
به همين مضمون در فرمانى ديگر به ابو تغلب « 4 » آورده است : او را بدان فراخواند كه در فرمان راندن خويش از قرآن فرمان پذيرد و از روشنگرىاى كه در قرآن است پرتو گيرد ، جز
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء 53 سورهء يوسف :إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ- م .
( 2 ) . آل عمران / 102 : اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از خدا آنگونه كه حق پروا كردن از اوست پروا كنيد .
( 3 ) . بقره / 24 : از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد .
( 4 ) . نام كامل او ابو تغلب غضنفر بن ناصر الدوله ابو محمّد حسن بن عبد اللّه بن حمدان است . با عز الدوله بختيار و پس از كشته شدن بختيار با پسر عموى او عضد الدوله درگيرىها داشت و سرانجام از رويارويى او گريخت و به شام پيوست .
متن فوق در كتاب المختار من رسائل الصابى ( ص 126 ) آمده است - ت .