تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
جاحظ از كاتبان سخن به ميان آورد و گفت : خلق‌وخويى شيرين ، ظاهرى آراسته ، جامه‌اى پيراسته ، نكته‌سنجى اهل فهم و وقار اهل علم ؛ چون به آتش آزمون درآورده شوند كف روى سيلاب « 1 » را مانند ، كه بر روى آب از اين سو به آن سو رود و علف بهار را كه در تابستان وزش باد آن را از اين سو به آن سو افكند ، نه به تكيه‌گاهى تكيه زنند و نه به حقيقتى ايمان دارند ، بيش از همه شرط امانت شكنند و بيش از همه پيمان خويش به اندك بها بفروشند :
فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ
. « 2 »

فصل [ 4 ] : فضيلت حساب دانستن

آنچه در بلندى جايگاه و همگانى بودن منافع در مرتبه پس از نوشتن قرار مىگيرد دانستن حساب است كه خداوند در چندين جاى از كتاب خود آن را نعمت دانسته و بدان بر مردمان منت نهاده است ؛ چه اين‌كه دانستن مدار خورشيد ، ماه ، ستارگان و كشف جزئيات گذر زمان در گرو دانستن حساب است و مردم در دانستن اوقات شرعى كه عباداتشان در آن‌ها مقرر شده و نيز در دانستن مبلغ دادوستدهاى خود به منظور پرداخت زكات و همچنين در آگاهى از نصاب‌ها براى پرداخت خراج و صدقه و نيز در ديگر امور زندگى خويش چون دادو ستد ، تجارت ، مقاسمه و همچنين تاريخ و موعد و سررسيد و جز اين‌ها به سختى بدان نيازمندند . ازاين‌رو ، خداوند نخست فرمود :
الرَّحْمنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الْإِنْسانَ * عَلَّمَهُ الْبَيانَ
« 3 » و سپس بىدرنگ فرمود :
الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ
. « 4 » هم فرمود :
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ
« 5 » - و بدين‌سان حساب دانستن را همرديف انسان ساخت و بيان را همرديف قرآن آورد . خداوند ، همچنين ، فرمود :
فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء 17 سورهء رعد :فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً- ت . ( 2 ) . بقره / 79 : پس واى بر ايشان از آنچه دست‌هايشان نوشته و واى بر ايشان از آنچه به دست مىآورند . ( 3 ) . الرحمن / 1 - 4 : خداى رحمان قرآن را ياد داد ، انسان را آفريد و بيان را به او آموخت . ( 4 ) . الرحمن / 5 : خورشيد و ماه بر حسابى روانند . ( 5 ) . يونس / 5 : اوست كسى كه خورشيد را روشنايى بخشيد و ماه را تابان كرد و براى آن منزل‌هايى معين كرد تا شماره سال‌ها و حساب را بدانيد .