الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
« 1 » . گفت :
لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ
. « 2 »
مردى به او گفت : اى مخنث ! گفت :
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ .
« 3 »
يكبار ابن رستم به او نوشت : از عباس بن رستم ديوانه به ابو العيناء تهمت خورده ؛ بارى ؛ نزد من سركهاى است كه ديوانه را به شتاب مىافكند ، عطرى است كه اندوهگين را به شادى و سرخوشى مىكشاند ، سخنى است كه مرواريد نهفته را از درخشش مىاندازد ، و اينك برادران بىدين تو نزد من گرد آمدهاند ؛ پس اى كافران ، بر من برترى مجوييد و به تسليم نزد من آييد . « 4 » ابو العيناء چنين پاسخ داد :
اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ
. « 5 »
فصل [ 4 ] : پاسخهاى كاتبان ، اديبان و بذلهگويان
يكى از ديوانيان اندوهگين شده بود . نزد كاتب خود رفت تا با او باب سخن بگشايد .
پس براى سخن گشودن گفت : خداوند از سخن گشودن با كاتبان نهى كرده است ! او گفت : امّا اين سخن تو كجا و آن كلام خداوند كجا كه [ با كاتبان سخن آورده و ] فرموده است :
وَ لا يُضَارَّ ؟
« 6 » پس از اين سخن وى خنديد و از او درگذشت .
يك زندانى به كاتب كسى كه او را به زندان افكنده بود چنين نوشت :
ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِنَ الْعَذابِ
« 7 » . كاتب آن را بر مهتر خود عرضه داشت و او چنين توقيع كرد :
ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ
. « 8 »
هامش
( 1 ) . مائده / 51 : اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، يهود و نصارى را دوست مگيريد كه آنان خود دوستان همديگرند .
( 2 ) . ممتحنه / 8 : خداوند شما را از كسانى كه در كار دين با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نكردهاند بازنمىدارد .
روايت را نيز بنگريد در : علم الهدى ، الامالى ، ج 1 ، ص 302 - ت .
( 3 ) . يس / 78 : و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد .
روايت را هم بنگريد در : قطب السرور ، ص 352 - ت .
( 4 ) . اشاره به آيهء 31 سورهء نمل :أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ- م .
( 5 ) . مؤمنون / 108 : در آن گم شويد و با من سخن مگوييد .
( 6 ) . بقره / 282 : مباد زيان ببيند .
( 7 ) . غافر / 49 : پروردگارتان را بخوانيد تا يك روز از اين عذاب را به ما تخفيف دهد .
( 8 ) . غافر / 18 : براى ستمگران نه يارى است و نه شفاعتگرى كه مورد اطاعت باشد .