تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
را غيبت مىكردند و از او عيب مىگفتند ، احمد به جمع آنان درآمد . واثق چون او را ديد به آن جمع اشاره كرد و چنين خواند :
ملّوا قراه و هرّته كلابهم * و مزّقوه بانياب و اضراس « 1 »
ابن ابى دؤاد در پاسخ ، به محمّد بن عبد الملك اشاره كرد و خواند :
لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ
. « 2 » ابو العيناء گفته است : دشمنانى ستمگر داشتم و از آنان نزد احمد بن ابى دؤاد شكايت بردم و به او گفتم : من ستمديده‌ام ؛ يارىام رسان « 3 » . گفت :
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
. « 4 » گفتم : آنان را نيرنگى است . گفت :
وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ .
« 5 » گفتم : آنان بسيارند . گفت :
كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ
« 6 » . گفتم :
مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
« 7 » . گفت :
إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ
. « 8 »

فصل [ 3 ] : پاسخ‌هاى ابو العيناء

به او گفتند : چرا در حالى كه نابينايى تو را ابو العيناء گويند ؟ گفت :
فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
« 9 » - و اين دل‌ها دل‌هاى كسانى چون تو است .
هامش
( 1 ) . بيتى است از ديوان حطيئه ( ص 284 ) و از قصيده‌اى كه وى در آن ابو بغيض را مدح و زبرقان را هجو مىكند . به دليل همين هجو ، زبرقان به نزد عمر بن خطاب شكايت برد . اين بيت در ديوان حطيئه با اختلافى اندك چنين روايت شده است :ملّوا قراه و هرته كلابهم * و جرحوه بانياب و اضراس- ت . ترجمه بيت نيز چنين است : از پذيرايى او خستگى اظهار كردند و سگ‌هايشان او را گريزاندند و به نيش و دندان دريدند . ( 2 ) . نور / 11 : براى هر مردى از آنان همان گناهى است كه مرتكب شده است و آن‌كس از ايشان كه قسمت عمدهء آن را به گردن گرفته است عذابى سخت خواهد داشت . ( 3 ) . اشاره به آيهء 10 سورهء قمر :فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ- ت . ( 4 ) . فتح / 10 : دست خدا بالاى دست‌هاى آنان است . ( 5 ) . انفال / 30 : و نيرنگ مىزدند و خدا تدبير مىكرد و خداوند بهترين تدبيركنندگان است . ( 6 ) . بقره / 249 : بسا گروهى اندك كه بر گروهى بسيار به اذن خدا پيروز شدند . ( 7 ) . يونس / 48 و انبياء / 38 : اگر راست مىگوييد اين وعده چه وقت است ؟ ( 8 ) . هود / 81 : بىگمان وعده‌گاه آنان صبح است . مگر صبح نزديك نيست ؟ روايت را نيز با تفاوت‌هايى بنگريد در : العقد الفريد ، ج 4 ، ص 50 - ت . ( 9 ) . حج / 46 : در حقيقت چشم‌ها كور نيست ، ليكن دل‌هايى كه در سينه‌هاست كور است .