از او پرسيدند : دربارهء ابن رستم « 1 » و ابن مكى « 2 » چه مىگويى ؟ گفت : آنها شراب و قمارند « و گناهشان از سودشان بزرگ است » . « 3 » گفتند : به ما رسيده است كه آنان را دوست دارى ! گفت : در اين صورت « گمراهى را به راهيافتگى و كيفر را به آمرزيدگى » « 4 » خريدهام . « 5 »
از او پرسيدند : چگونه از ابراهيم بن ميمون جدا شدى ؟ گفت : در حالى از او جدا شدم كه « به آنان وعده مىداد و ايشان را در آرزوهايشان مىافكند و شيطان جز فريب به آنان وعده نمىداد » . « 6 »
از او پرسيدند : دربارهء احمد بن ضحاك چه مىگويى ؟ گفت : او سهل و سهلگير است :
اگر با تو دوست باشد تو را سودى نبخشد و اگر با تو دشمن باشد زيانى نرساند .
نجاح بن سلمه از او پرسيد : اكنون كه فرمان خليفه حاكى از تعقيب زنديقان صادر شده ، رأى تو چيست ؟ ابو العيناء گفت : خداوند بلا را از تو و از بستگانت دور كند . نجاح گفت : چه مىگويى ! من مسلمانم ؛ خدايى جز اللّه نيست و محمّد صلّى اللّه عليه و إله پيامبر خداست . گفت :
آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ
. « 7 »
به او گفتند : ابو نوح از تو گلايه دارد . گفت :
وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ
. « 8 »
روزى او را ديدند كه با يك مسيحى به گفتگو و خنده مشغول است . گفتند :
يا أَيُّهَا
هامش
( 1 ) . نام كامل او ابو العباس بن رستم است و با ابو العيناء نيز مكاتبهها و شوخىهايى داشته است .
بنگريد به : نثر الدر ، ج 3 ، ص 200 ، 205 ، 215 ؛ محاضرات الادباء ، ج 2 ، ص 643 . ت .
( 2 ) . نام كامل او محمّد بن مكرم است . به دانش و ادب نامور بود ، در بغداد مىزيست و به سال 231 ق . درگذشت .
بنگريد به : تاريخ بغداد ، ج 2 ، ص 300 - ت .
( 3 ) . اقتباس از آيهء 219 سورهء بقره :وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما- م .
( 4 ) . اقتباس از آيهء 175 سورهء بقره :اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ- م .
( 5 ) . خبر را بنگريد در : علم الهدى ، الامالى ، ج 1 ، ص 300 ؛ نكت الهميان ، ص 267 ؛ معجم الادباء ، ج 7 ، ص 65 ؛ زهر الآداب ، ج 1 ، ص 284 ؛ ذيل زهر الآداب ، ص 234 - ت .
( 6 ) . اقتباس از آيهء 120 سورهء نساء :يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً- م .
روايت را نيز بنگريد در : محاضرات الادباء ، ج 2 ، ص 560 - ت .
( 7 ) . يونس / 91 : اكنون ؟ در حالى كه پيش از اين نافرمانى مىكردى و از تباهكاران بودى ؟
روايت را نيز بنگريد در : نثر الدر ، ج 3 ، ص 197 ؛ معجم الادباء ، ج 7 ، ص 64 ؛ نكت الهميان ، ص 267 - ت .
( 8 ) . بقره / 120 : و هرگز يهوديان و ترسايان از تو راضى نمىشوند مگر آنكه از كيش آنان پيروى كنى .
روايت را بنگريد در : زهر آلاداب ، ج 1 ، ص 285 - ت .