بدانيد مرا به برساختن بهانهاى كه بدان سبب بدهكارتان شوم وادار مكنيد و بىمقدمه درگذريد تا شما را سپاس گزارم ، چنين كنيد . امّا منصور در پاسخ او گفت : امروز دربارهء تو اين سخن خداوند را تجربه مىكنم كه فرمود :
لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ
« 1 » . سپس فرمان قتل او صادر كرد و او را كشتند .
هنگامى كه منصور ، شبيب بن خارجه « 2 » را فرمود تا براى رسيدگى به رخدادى كه در خراسان پيش آمده بود روانهء آن سامان شود ، شبيب به او گفت : آيا زمانى كه مرزبان سر برداشته ، دو ماه سرد سال در پيش است و نور به سايه ظلمت نزديك شده است اميرى آهنگ خراسان مىكند ؟ منصور در پاسخ او گفت :
فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ * فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
. « 3 »
عمر « 4 » گفت : دوست داشتم همين دم قيامت برپا مىشد تا مردان حق از گروندگان باطل بازشناخته شوند . ابن [ ابى ] عون « 5 » در پاسخ او گفت :
يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِها وَ الَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ
. « 6 »
گفته مىشود « 7 » : خالد بن صفوان « 8 » را هيچكس پاسخ دندانشكن نداد ، مگر مردى از
هامش
( 1 ) . ق / 28 : در پيشگاه من با همديگر مستيزيد كه از پيش به شما هشدار داده بودم .
( 2 ) . مقصود شبيب بن شيبة بن عبد اللّه تميمى است كه او را به كنيه ابو معمر مىخواندند و همدم خليفگان عباسى بود . دربارهء وى گفتهاند : اديب شاهان و همنشين تهيدستان و برادر بينوايان بود . او را به واژههاى ناآشنا و بديع در سخنش شناختهاند . بنگريد به : البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 62 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 4 ، ص 307 ؛ امالى الزجاجى ، ص 248 ؛ التصحيف و التحريف ، ص 18 ؛ المصون ، ص 196 - ت .
( 3 ) . الرحمن / 33 و 34 : پس رخنه كنيد ؛ جز با به دست آوردن تسلطى رخنه نمىكنيد ، پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد ؟
( 4 ) . ظاهرا مقصود قاضى عمر بن محمّد است كه خليفه او را به همراه عادلان و فقيهان بغداد براى محاكمه ابن ابى عون به حضور طلبيد و پس از اين جلسه ابن ابى عون به دار آويخته شد . بنگريد به : معجم الادباء ، ج 1 ، ص 36 - ت .
( 5 ) . نام كامل او ابراهيم بن محمّد بن ابى عون اديب است . او از شلمغانى كه دعوى الوهيت كرده بود پيروى كرد و خليفه راضى عباسى در سال 322 ق . فرمود او را به همراه شلمغانى به دار آويزند . او صاحب كتاب التشبيهات بوده است . بنگريد به : معجم الادباء ، ج 1 ، ص 296 - ت .
( 6 ) . شورى / 18 : كسانى كه بدان ايمان ندارند شتابزده آن را مىخواهند و كسانى كه ايمان آوردهاند از آن هراسناكند و مىدانند كه آن حق است .
( 7 ) . روايت را به صورت مختصر بنگريد در : البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 336 - ت .
( 8 ) . نام كامل او خالد بن صفوان بن اهتم و از سخنوران نامور عرب است . با عمر بن عبد العزيز و هشام بن