تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
گفت :
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى .
« 1 » پس دانستم كه او از قدس است . پرسيدم : چرا سخن نمىگويى ؟ گفت :
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ .
« 2 » به ياران خود گفتم : گمان مىكنم از خوارج باشد ؛ بر عقيدهء ما نيست . گفت :
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا .
« 3 » بدين‌سان دانستم اين زن جز به واژه‌هاى قرآنى كه در كتاب خدا آمده است سخن نمىگويد . راوى گويد : پس مهار شتر او را كه آهنگ مكه داشت در دست گرفتم و پيش راندم . در اين ميان كاروانى شامى را ديد كه آهنگ مكه داشت . با دست به آن اشاره كرد و اين آيه خواند :
وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ .
« 4 » دانستم كه آن زن كسانى را كه گم كرده ، يافته است . پرسيدم : چه كسى را بانگ زنم ؟ گفت :
يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى
« 5 » و افزود :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
« 6 » . پس بانگ برآوردم : اى يحيى ! اى زكريا ! اى داوود ! در پاسخ دو جوان دوان‌دوان آمدند ؛ آن‌ها پسرانش بودند . چون آنان را ديد گفت :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ .
« 7 » آنان به من گفتند : خداى تو را از جانب ما و از جانب خودت سزاى خير دهاد ! من دربارهء آن زن از ايشان پرسيدم . گفتند : اين مادر ماست . سى سال است كه جز به قرآن با ما سخن نگفته است . آن‌گاه مرا در بر خويش فرود آوردند و گرامى بداشتند . پس آن زن گفت :
فَابْعَثُوا
هامش
( 1 ) . اسراء / 1 : منزه است آن‌كه بنده‌اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى سير داد . ( 2 ) . ق / 18 : هيچ سخنى را به لفظ درنمىآورد مگر اين‌كه مراقبى آماده نزد اوست . ( 3 ) . اسراء / 36 : و آنچه را كه بدان علم ندارى دنبال مكن ؛ زيرا گوش و چشم و قلب ، همه مورد پرسش واقع خواهند شد . ( 4 ) . نحل / 16 : و آنان به وسيلهء ستاره راهيابى مىكنند . ( 5 ) . مريم / 7 : اى زكريا ، ما تو را به پسرى كه نامش يحيى است مژده مىدهيم . ( 6 ) . ص / 26 : اى داوود ، ما تو را در زمين خليفه گردانيديم . ( 7 ) . فاطر / 34 : سپاس خدايى را كه اندوه را از ما بزدود ، به راستى پروردگار ما آمرزنده و حق‌شناس است .
اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 228 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / حسين صابري