فصل [ 10 ] : گمان
خداوند فرموده است :
إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً
« 1 » و
اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ
« 2 » .
روزى عبد الملك بن صالح « 3 » بر هارون وارد شد ، در حالى كه هارون از او خشمگين بود و با او عتاب داشت . عبد الملك سلام كرد و نشست . امّا هارون به سرزنش و بازخواست او پرداخت . از آن سوى عبد الملك نيز برافروخت و گفت : اى امير مؤمنان ، در آنچه خداوند تو را بر آن گمارده است از خدا پروا كن ، در آنچه تو را نگاهبان داشته رعيت او را رعايت كن و ناسپاسى را جايگزين سپاس و كيفر را جايگزين پاداش مساز ؛ چه ، به خداوند سوگند ، خالصانه خير تو را خواستهام و به استوارتر از كوه يلملم ستونهاى پادشاهى تو را تحكيم بخشيدهام . خدا را ، خدا را ، دربارهء خويشاوندانت كه مباد از آنان بگسلى ، آن هم با گمانى كه كتاب خدا در آيهاى از گناه بودنش به صراحت سخن گفته است .
پس هارون از او خرسند شد و از وى گذشت . « 4 »
فصل [ 11 ] : گونههايى از خوىهاى نكوهيده
به يكى گفتند : يحيى بن خالد گفته است : والايى در اسراف است . گفت : امّا سخن خداوند سزامندتر به پيروى است :
أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ
« 5 »
يكى از فرزانگان گفته است : منت نيكوكارى را از ميان مىبرد و خوبى را تباه مىكند و خداوند از آن نهى كرده و فرموده است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ
هامش
( 1 ) . نجم / 28 : جز گمان خود را پيروى نمىكنند و در واقع ، گمان ، در وصول به حقيقت هيچ سودى نمىرساند .
( 2 ) . حجرات / 12 : از بسيارى از گمانها بپرهيزيد ؛ كه پارهاى از گمانها گناه است .
( 3 ) . عبد الملك بن صالح بن على عباسى از اميران عباسى است كه هادى او را به كار گمارد ، امّا هارون او را بر كنار كرد ، هرچند او خود ديگر بار وى را زمامدار ساخت ، ولى اين بار هم چون به وى خبر رسيد كه او خواهان خلافت است او را به زندان افكند . بعدها امين او را از زندان آزاد كرد و به مناصب حكومت گمارد . وى به سال حدود 196 ق . درگذشت . بنگريد به : فوات الوفيات ، ج 2 ، ص 12 ؛ مروج الذهب ، ج 3 ، ص 344 ؛ النجوم الزاهرة ، ج 2 ، ص 90 و 151 ؛ الكامل ، ج 6 ، ص 180 و پس از آن - ت .
( 4 ) . ماجرا را بنگريد در : مروج الذهب ، ج 3 ، ص 344 - ت .
( 5 ) . غافر / 43 : مسرفان همدمان آتشند .