يا ساهرا يرنو بعينى راقد * و مشاهدا للامر غير مشاهد « 1 »
يكى از عالمان هنگامى كه به عامهء مردم مىنگريست چنين مىگفت :
تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ
« 2 » .
خداوند فرموده است :
أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ
« 3 » .
از همين آيه است كه اقتباس كردهاند « 4 » :
جهلت و لم تعلم بانك جاهل * فمن لى بأن يدرى بأنك لا تدرى « 5 »
خداوند فرموده است :
فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
« 6 » .
منصور فقيه گفته است « 7 » :
يا معرضا اذ رآنى * لما رآنى ضريرا
كم قد رأيت بصيرا * اعمى و اعمى بصيرا « 8 »
خداوند فرموده است :
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ * إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ
« 9 » . اگر آنان كر و كور بودند و هيچ درك نمىكردند
هامش
- پس از اين بيت نيز دو بيت زير آمده است :تصل الذنوب الى الذنوب و ترتجى * درك الجنان بها و فوز العابد
و نسيت ان اللّه اخرج آدما * منها الى الدنيا بذنب واحد- ت .
( 1 ) . اى بيدار شب كه از گوشهء چشم به سان كسى كه نخفته است مىنگرى و اين حقيقت را مىبينى در حالى كه هيچ نمىبينى !
( 2 ) . كهف / 18 : و مىپندارى كه ايشان بيدارند ، در حالى كه خفتهاند .
( 3 ) . بقره / 13 : هشدار كه آنان همان كمخردانند ولى نمىدانند .
( 4 ) . بيت از آن خليل بن احمد فراهيدى است . بنگريد به : شعر خليل ، ق 16 - ت .
( 5 ) . ندانستى و نمىدانى كه نادانى . پس كيست كه بداند كه تو نمىدانى ؟
( 6 ) . حج / 46 : در حقيقت چشمها كور نيست ، لكن دلهايى كه در سينههاست كور است .
( 7 ) . بيتها را بنگريد در : شعر منصور بن اسماعيل الفقيه ، ص 96 ؛ معجم الشعراء ، ص 28 ؛ يتيمة الدهر ، ج 2 ، ص 144 - ت .
( 8 ) . اى كه چون مرا ديدى و كورم ديدى پشت كردى
چه بسيار بينايانى را ديدهاى كه كورند و كورانى كه بينايند !
( 9 ) . انفال / 21 و 22 : و مانند كسانى نباشيد كه گفتند شنيديم ، در حالى كه نمىشنيدند . قطعا بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانىاند كه نمىانديشند .