تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
يا ساهرا يرنو بعينى راقد * و مشاهدا للامر غير مشاهد « 1 »
يكى از عالمان هنگامى كه به عامهء مردم مىنگريست چنين مىگفت :
تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ
« 2 » . خداوند فرموده است :
أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ
« 3 » . از همين آيه است كه اقتباس كرده‌اند « 4 » :
جهلت و لم تعلم بانك جاهل * فمن لى بأن يدرى بأنك لا تدرى « 5 »
خداوند فرموده است :
فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
« 6 » . منصور فقيه گفته است « 7 » :
يا معرضا اذ رآنى * لما رآنى ضريرا كم قد رأيت بصيرا * اعمى و اعمى بصيرا « 8 »
خداوند فرموده است :
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ * إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ
« 9 » . اگر آنان كر و كور بودند و هيچ درك نمىكردند
هامش
- پس از اين بيت نيز دو بيت زير آمده است :تصل الذنوب الى الذنوب و ترتجى * درك الجنان بها و فوز العابد و نسيت ان اللّه اخرج آدما * منها الى الدنيا بذنب واحد- ت . ( 1 ) . اى بيدار شب كه از گوشهء چشم به سان كسى كه نخفته است مىنگرى و اين حقيقت را مىبينى در حالى كه هيچ نمىبينى ! ( 2 ) . كهف / 18 : و مىپندارى كه ايشان بيدارند ، در حالى كه خفته‌اند . ( 3 ) . بقره / 13 : هشدار كه آنان همان كم‌خردانند ولى نمىدانند . ( 4 ) . بيت از آن خليل بن احمد فراهيدى است . بنگريد به : شعر خليل ، ق 16 - ت . ( 5 ) . ندانستى و نمىدانى كه نادانى . پس كيست كه بداند كه تو نمىدانى ؟ ( 6 ) . حج / 46 : در حقيقت چشم‌ها كور نيست ، لكن دل‌هايى كه در سينه‌هاست كور است . ( 7 ) . بيت‌ها را بنگريد در : شعر منصور بن اسماعيل الفقيه ، ص 96 ؛ معجم الشعراء ، ص 28 ؛ يتيمة الدهر ، ج 2 ، ص 144 - ت . ( 8 ) . اى كه چون مرا ديدى و كورم ديدى پشت كردى چه بسيار بينايانى را ديده‌اى كه كورند و كورانى كه بينايند ! ( 9 ) . انفال / 21 و 22 : و مانند كسانى نباشيد كه گفتند شنيديم ، در حالى كه نمىشنيدند . قطعا بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانىاند كه نمىانديشند .