ابو ذبان « 1 » لطيم الشيطان را كشته است . وى سپس اين آيه را تلاوت كرد :
وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 2 » .
قاضى ابو بكر براى خود سروده است :
و ظالما قلت له واعظا * الظلم مما ينكر العالمون
اقصر عن الظلم و امسك يدا * فانه لا يفلح الظالمون « 3 »
فصل [ 5 ] : دروغگويى
حسن بصرى گفته است : مؤمن را بايسته است كه دين خويش را از دروغ پيراسته بدارد ؛ چرا كه خداوند دروغ را كار كسانى كه به او ايمان ندارند دانسته و فرموده است :
إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ
« 4 » و
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ
. « 5 »
يكى از فرزانگان گفته است : دروغ هم خوارى اين سراى است و هم كيفر آن سراى ؛ خداوند فرموده است :
وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ
« 6 » .
فصل [ 6 ] : رشك
اصمعى چون بيت « 7 » زير را مىخواند كه گفته است :
هامش
( 1 ) . ابو ذبان كنيهء عبد الملك مروان است و بدان سبب او را بدين كنيه خواندهاند كه دهانش بوى بسيار بدى داشت .
آنسان كه مگس چون به دهانش نزديك مىشد مىمرد . بنگريد به : لطائف المعارف ، ص 36 ؛ ثمار القلوب ، ص 59 - ت .
( 2 ) . انعام / 129 : و اينگونه برخى از ستمكاران را به كيفر آنچه به دست مىآوردند عهدهدار برخى ديگر مىگردانيم .
( 3 ) . و چه بسا ظالمى كه در مقام اندرز دادن به او گفتم : ظلم از چيزهايى است كه جهانيان همه آن را ناپسند دانند .
دست از ستم كوتاه كن و از اين كار دست بدار ؛ چرا كه ستمكاران رستگارى نيابند .
شاعر در بيت دوم آيهء 21 سورهء انعام را اقتباس كرده است :إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ- م .
( 4 ) . نحل / 105 : تنها كسانى دروغپردازى مىكنند كه به آيات خدا ايمان ندارند .
( 5 ) . صف / 7 : و چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه بر خدا دروغ مىبندد ؟
( 6 ) . بقره / 10 : و به سزاى آنچه به دروغ مىگفتند عذابى دردناك خواهند داشت .
( 7 ) . بيت از مغيرة بن حبناء شاعر آل مهلب است و پيش از آن نيز اين بيت آمده است :الى المهلب قوم ان مدحتهم * كانوا الاكارم آباء و اجدادابنگريد به : العقد الفريد ، ج 2 ، ص 156 - ت .