تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
ابو تمام گفته است « 1 » :
اشكر نعمى منك مكفورة * و كافر النعمة كالكافر « 2 »
بحترى نيز گفته است : « 3 »
ساجهد فى شكر لنعماك اننى * ارى الكفر للنعماء ضربا من الكفر « 4 »

فصل [ 3 ] : زفتى

شعبى مىگفت : به خداوند سوگند ، هرگز هيچ بسته‌دستى رستگار نشود . وى سپس اين آيه را مىخواند :
وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
« 5 » . ابن مسعود دربارهء آيهء
سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ
« 6 » گفته است : بر گردن انسان زفت اژدهايى بسته مىشود و آن اژدها سر او را نيش مىزند و سپس بر گرد گردن او حلقه مىزند و مىگويد : من دارايى توام كه بدان زفتى كردى . يكى از پيشينيان گفته است : اگر قرآن كريم در نكوهش تنگ‌چشمان جز اين نفرموده بود كه
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
« 7 » همين بسنده مىكرد .
هامش
- بىنياز و كريم است . متن خبر را بنگريد در : عيون الاخبار ، ج 2 ، ص 252 ؛ الخليفة المغنى ، ص 87 - ت . ( 1 ) . بيت نخست را بنگريد در : بدر التمام ، ج 1 ، ص 516 ، ثعالبى نيز در المنتحل ( ص 89 ) اين بيت را گواه گرفته است . اين بيت از قصيده‌اى در مدح ابو سعيد با اين مطلع است :قل للامير الاريحيى الذى * كفاه للبادى و للحاضر( 2 ) . نعمت‌هاى كفران‌شدهء تو را سپاس گويم كه كفران‌كننده نعمت به سان كافران است . ( 3 ) . بيت از قصيده‌اى در مدح معتز است كه با اين مطلع آغاز مىشود :حبيب سرى فى خفية و على ذعر * يجوب الدجى حتى التقينا على قدربنگريد به : ديوان البحترى ، ج 1 ، ص 1054 - ت . ( 4 ) . در سپاس نعمت‌هاى تو مىكوشم ؛ زيرا كفران نعمت را گونه‌اى از كفر مىبينم . ( 5 ) . حشر / 9 : و هركس از خست نفس خود مصون ماند ايشانند كه رستگارانند . ( 6 ) . آل عمران / 180 : به‌زودى آنچه كه به آن بخل ورزيده‌اند روز قيامت طوق گردنشان مىشود . ( 7 ) . نساء / 37 : همان كسانى كه بخل مىورزند و مردم را به بخل وامىدارند و آنچه را خداوند از فضل خويش به آن‌ها ارزانى داشته پوشيده مىدارند .