اذا بلغ الرأى المشورة فاستعن * بحزم نصيح او نصاحة حازم
و لا تجعل الشورى عليك غضاضة * فان الخوافى قوة للقوادم « 1 »
بشار در پاسخ گفت : مشورت به يكى از اين دو نيكى مىانجامد : درستىاى كه شخص ميوه آن را به چنگ مىآورد يا خطايى كه شخص در ناخوشايندهاى آن شريك مىشود .
گفتم : در اين سخن تو شعرى قوىتر از آنچه در شعر خود سرودهاى ، نهفته است !
جاحظ گفته است : شورا آميزشگاه خردها و پيك درستى است و آنكه رايزنى مىجويد در راه موفقيت است . مشورت جستن شخص از برادر خويش از تدبيرهاى استوار و از دورانديشى در كارهاست .
خداوند خردمندترين مردم و سزامندترين آنان به درستيابى را به مشورت كردن فرمان داده و به پيامبر بزرگوار و بردبار خود فرموده است :
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
« 2 » .
شاعر نيز گفته است :
شاور صديقك فى الخفى المشكل * و اقبل نصيحة مشفق متفضل
فاللّه قد اوصى النبى محمدا * فى قوله شاورهم و توكل « 3 »
هامش
- كتاب دو بيت حاضر چنين روايت شده است :اذا بلغ الراى المشورة فاستعن * برأى نصيح او نصيحة حازم
و لا تحسب الشورى عليك غضاضة * فان الخوافى رافدات القوادماين دو بيت از قصيدهاى است كه بشار بن برد پيشتر آنها را در ستايش ابراهيم بن عبد اللّه بن حسن سروده و براى وى فرستاده و او را به قيام بر ضد ابو جعفر منصور برانگيخته بود . امّا چون پيش از رسيدن قصيده به ابراهيم ، وى درگذشت ، بشار از اين بيم كه مباد اين شعر بر زبانها بيفتد آن را تغيير داد و مضمون را به برانگيختن بر ضد ابو مسلم خراسانى برگرداند . او اين بيت را بر آغاز ابيات درآورد :ابا مسلم ما طيب عيش بدائم * و لا سالم عما قليل بسالم- ت .
( 1 ) . هنگامى كه نظر بر مشورت قرار گرفت ، از دورانديشى يك اندرزدهنده يا اندرز يك دورانديش كمك بگير ، و شورا را بر خود عيب مدان ، چرا كه قراولان نيرويى براى كسانى هستند كه مىآيند .
( 2 ) . آل عمران / 159 : در كار با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن .
( 3 ) . در آنچه حقيقت بر تو پنهان و دشوار افتاده است مشورت كن و خيرخواهى آن را كه دل سوزاند و لطف كند