تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
اگر تو را به زبان پاسخى ندهد تو را به عبرت پاسخ مىدهد . او سپس اين آيه را مىخواند :
وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ
« 1 » . صالح مرى « 2 » گفته است : پس از برگشتن روزگار از ابو ايوب موريانى « 3 » به سراى او رفتم . پس با سه آيه كه از كتاب خدا بيرون كشيده بودم و از عبرت گرفتن به ويرانى خانه‌ها سخن مىگويد آغاز كردم . آن سه آيه اين است :
فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ
« 4 » ،
وَ لَقَدْ تَرَكْناها آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
« 5 » و
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا
. « 6 » صالح گويد : پس سياهپوشى بيرون آمد و گفت : اى ابو البشر ، اين ناخشنودى يك آفريده است ؛ پس چگونه خواهد بود ناخشنودى آفريدگار ؟ چون به عبيد اللّه بن سليمان خبر رسيد كه على بن نصر بن بسام در شعر خود گفته است « 7 » :
بقربك داران مهدومتان * و دارك ثالثة تهدم فليت السلامة للمنصفين * ترجّى فكيف لمن يظلم « 8 »
و مقصود او از آن دو سراى سراى صاعد و ابو صفر « 9 » است كه هر دو پيش از او وزير بودند گفت : او خود را در سراى پدر خويش اندرز داده است ، كه سرايى بهتر از سراهاى ما بود .
هامش
( 1 ) . يوسف / 105 : و چه بسيار نشانه‌ها در آسمان‌ها و زمين كه بر آن‌ها مىگذرند ، در حالىكه از آن‌ها روى برمىتابند . ( 2 ) . نام كامل او صالح بن بشير بن وأدى مرى است . او يكى از رجال حديث بود كه به سال 127 ق . درگذشت . بنگريد به : الطبقات ، ص 223 - ت . ( 3 ) . پيشتر در فصل بخشايش نكاتى دربارهء او فراروى نهاده شد . افزون بر آن‌ها بنگريد به : الفخرى ، ص 128 - ت . ( 4 ) . قصص / 58 : اين است سراهايشان كه پس از آن جز براى عده كمى مورد سكونت قرار نگرفته و ماييم كه وارث آنان بوديم . ( 5 ) . قمر / 15 : و به راستى آن را برجاى نهاديم تا عبرتى باشد . پس آيا پندگيرنده‌اى هست ؟ ( 6 ) . نمل / 52 : اين هم خانه‌هاى خالى آن‌هاست به سزاى بيدادى كه كرده‌اند . ( 7 ) . ابيات را بنگريد در : مجموعهء اشعار ابن بسام ، ق 122 - ت . ( 8 ) . در نزديك تو دو سراى ويران شده است و سراى تو نيز سومين سرايى است كه ويران خواهد شد . كاش براى اهل انصاف اميد سلامت مىرفت . امّا اكنون كه حتى براى آنان اميد سلامت نيست ، دربارهء ستمكاران چه اميدى مىتوان داشت ؟ ( 9 ) . نام او اسماعيل بن بلبل است . موفق او را براى برادر خويش معتمد به وزارت برگزيد و شمشير و قلم هر دو را برايش فراهم آورد . بنگريد به : الفخرى ، ص 178 - ت .