بيدارى بهرهاى ندارد . « 1 »
فصل [ 16 ] : بردبارى
حسن بصرى گفته است : خداوند هيچ پيامبرى از پيامبران خود را به ستايشى برتر از بردبارى نستوده است ؛ چرا كه او فرموده :
إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ
« 2 » ، و اين بدان معناست كه بردبارى در ميان مردم ، خويى گرانسنگ است .
يكى از عالمان گفته است : بردبارى از خرد برتر است ؛ زيرا خداوند به حلم ناميده شده ، امّا به عقل نام نيافته است .
در آيهء
وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً
« 3 » فرمان به بردبارى از جانب خداوند است و همچنين است در آيهء
وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ
« 4 » .
فصل [ 17 ] : عبرت گرفتن
خداوند فرموده است :
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
« 5 » و
إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى
« 6 » .
يكى از صالحان گفته است : از خانهام كه بيرون مىروم هيچ چشمم بر چيزى نمىافتد مگر اينكه در آن خدا را بر من نعمتى است و مرا در آن عبرتى . او سپس اين آيه را تلاوت كرد :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ
. « 7 »
فضل بن عيسى رقاشى « 8 » در داستانهاى خود مىگفت : از زمين بپرس چه كسى نهرهايت را شكافته ، خاكت را برانگيخته ، درختهايت را نشانده و ميوههايت را چيده است ؟
هامش
( 1 ) . متن حديث چنين است : « رب صائم قائم ليس له من صومه الا الجوع و من قيامه الا السهر » . متن را بنگريد در :
سنن الدارمى ، ج 2 ، ص 390 ؛ مصباح الزجاجة ، ج 2 ، ص 69 ؛ نسائى ، السنن الكبرى ، ج 2 ، ص 239 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 539 ؛ مسند احمد ، ج 2 ، ص 441 ؛ مسند الشهاب ، ج 2 ، ص 309 ؛ الترغيب و الترهيب ، ج 2 ، ص 95 - م .
( 2 ) . هود / 75 : ابراهيم بردبار و نرمدل و بازگشتكنندهء به سوى خدا بود .
( 3 ) . فرقان / 63 : و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مىدهند .
( 4 ) . اعراف / 199 : و از نادانان رخ برتاب .
( 5 ) . حشر / 2 : پس اى ديدهوران ، عبرت گيريد .
( 6 ) . نازعات / 26 : در حقيقت براى هركس كه از خدا بترسد در اين ماجرا عبرتى است .
( 7 ) . آل عمران / 13 و نور / 44 : يقينا در اين ماجرا براى صاحبان بينش عبرتى است .
( 8 ) . فضل بن عيسى بن ابان رقاشى واعظ بصرى از رجال معتزله بود . برخى او را ثقه خوانده و نسائى او را ضعيف دانسته است . بنگريد به : تهذيب التهذيب ، ج 8 ، ص 283 - ت .