اين استوار ساختن فرعها بر آن اصول مشخص شده در كتاب خدا و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين بود كه آن مسائل فرع شده را پاسخى بر رخدادهاى نوپيدا قرار دهند . آنان در اين عنايت كه تقديم داشتند پزشكان دلسوز بر جان و تن مردم را مىمانستند كه انواع درمانها و داروها استنباط مىكردند تا اين درمانها و داروها ابزارهايى آماده براى رويارويى با بيمارىهاى ترسناكى باشند كه بروز مىكنند .
امّا پس از آن نسل نخست ، پيش آمد كه كسانى از طالبان فقه ، براى رسيدن به پيشوايى و مهترى بر مردم و بهره يافتن نزد پادشاهان و پيشوايان و نيز سلطه افكندن بر دارايىهاى يتيمان و ضعيفان ، با به كار بستن انواع حيلهها و فريبكارىها ، به هدف ناديده انگاشتن حقوق مردم فقهاندوزى را پيشه كردند و بدينسان اين دانش با همهء ارجمندى و بلندمرتبگى ، به دليل تفاوت آن دو هدف ياد شده از بام ستودگى به سطح نكوهيدگى فروافتاد .
فصل [ 9 ] : كلام و متكلمان
ابو زيد گفته است : دانش كلام در اوج ارجمندى و والايى و از فنونى است كه در سامانيافتگى امور دنيا بدان نياز است ؛ چرا كه اين دانش ، فن جستوجو و تأمل است و مردم در بازشناخت حق از باطل و سره از ناسره در عقايد خويش از آن بىنيازى نتوانند جست . اين دانش دربردارندهء اصول دين است ، آنسان كه فقه زمينهاى براى فروع دين ؛ و همانگونه كه مردم از تفقه در فروع دين از رهگذر دانش فقه بىنيازى نيابند ، در رهيافتگى در اصول دين نيز از صناعت كلام كه صناعت جستوجو و درنگ است بىنياز نتوانند بود .
سلف صالح دست به كار اين صناعت ، تنها بدان هدف خود را به بهره جستن از اين دانش مشغول ساختند و بدان روى آوردند كه از رهگذر آن براى مناظرهء درست ميان صاحبان اديان گوناگون و نحلههاى متفاوت مهارتى به چنگ آورند و بدين وسيله فضيلتى را كه براى آيين اسلام بر ديگر آيينها حاصل آمده است بشناسند و در نتيجه در كار خويش و در آنچه در اصول دين خود بدان عقيده يافتهاند ، چونان كه خداوند در آيهء
قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ
هامش
نمىكنند تا دستهاى بمانند و در دين آگاهى پيدا كنند و قوم خود راى وقتى به سوى آنان بازگشتند بيم دهند . باشد كه آنان از كيفر الهى بترسند .